پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )

25

سقوط اصفهان ( فارسى )

افغان ، روايت مىكند ، حائز نهايت اهميت است . كمى پيش از سقوط اصفهان ، ژزف برحسب دستور آنژدو گاردان « 1 » از خط سپاهيان ايران و افغان ، با همهء مخاطرات جانى اين كار درمىگذرد ، و خود را به دربار محمود مىرساند ، تا از وى درخواست كند جان و مال فرانسويان ساكن شهر را حرمت نهد . چون به ژزف اجازت نمىدهند ، تا هنگاميكه در فرح‌آباد بوده است ، از حضور رئيس تشريفات محمود دور گردد ، بدينسان چنين اتفاق مىافتد كه وى تمام وقايع حزن‌آور تسليم شاه سلطان حسين را در قصر فرح‌آباد به چشم خويش مىبيند . اگر چه بطورى كه در بالا ذكر شد ، بسيارى از نامه‌ها و يادداشتهاى ژزف اپى ساليميان محفوظ مانده است ، ولى آنچه از قول وى در گزارشهاى گيلاننتز يعنى كتاب حاضر آمده است ، سخت روشن‌تر و كامل‌تر است . قسمت اخير گزارشهاى گيلاننتز روابط ميان ارمنيان ايروان و مقامات محلى را روشن مىسازد . حاكم كل ايروان در آن زمان ، همان شخص مرموز ، كنستانتين سوم است ، كه پس از قبول مذهب اسلام ، عموما به نام محمد قليخان ناميده مىشد . وى كمتر در ايروان بود و جاى او را نماينده و نايب الحكومهء او ، گرجى نو مسلمان ديگرى اشغال مىكرد . در خاتمه بايد اين نكته را نيز متذكر گردم كه سهم من در تهيهء ترجمهء حاضر از گزارشهاى گيلاننتز سخت ناچيز است ، و عمده زحمت و مشقت كار را آقاى دكتر ميناسيان خود بدوش كشيده است . با اينهمه چون كتاب بدانگونه كه بود سخت در نظرم شايسته و سزاوار اهميت جلوه مىكرد ، بغايت خشنودم اگر در قبال محبت‌هاى بسيار وى ، توانسته باشم چنين خدمت ناقابلى را نسبت به دوست خود به انجام آورده باشم ( ل . ل ) . * * *

--> ( 1 ) - Ange de Gardane