پطرس دى سركيس گيلانتز ( مترجم : محمد مهريار )
6
سقوط اصفهان ( فارسى )
پيشگفتار كتاب به هر حال منظور خود را روشن ساخت و پس از استدلال عقلى و منطقى در ناروائى و زشتى حكومت مطلقه چنين نوشت : « تازه اگر هم بر معيار عقل و با بىطرفى كامل منافع و مضّار حكومت مطلقه و قهرمانان موفقى چون عباس اوّل ( 995 - 1038 ه ) و عباس ثانى ( 1052 - 1077 ه ) و نادر ( 1148 - 1160 ه ) و امثال اينها را بسنجيم خواهيم ديد كه زيان و خسارت آنها روى هم رفته از فوائدشان افزون بوده است » . در آن زمان ، به حكم اينكه در روال تاريخ نگارى اين شيوه همه جا معمول است كه از ذكر كلمهء شاه پس از نام اغلب شهرياران سلسلههاى مختلف خوددارى مىشود عمدا كلمهء شاه را از جلو نام شهرياران حذف كردم . « 1 » البته غرض اصلى اين بود كه به نحوى توجهء مردم آزاده را به اين واقعيت تاريخى و حقيقت آشكار جلب كنم كه بر اساس مسلم جميع واقعيات منطقى و تجارب تاريخى و اجتماعى ، كه تا امروز بر انسان كشف شده و نتايجى كه از آنها بدست آمده است ، ديگر اين حقيقت چون آفتاب روشن است كه حكومت مطلقهء فردى بهر نحوى كه باشد مخالف آزادى فطرى انسان و بر خلاف مصالح ملتها و جلوگير پيشرفت و سعادت آدمى است و سرانجام بنابودى و هلاك ملتها منتهى خواهد شد . من گمان داشتم دستگاه قدرت براى تحمل يك مسئله اساسى كه در فلسفه سياسى - اجتماعى آشكارا از آن بحث مىشود و همچنين از پيروى يك روّيهء رايج تاريخى كه همه جا با حذف كلمهء شاه گفته مىشود مثلا اشك اوّل ، اشك دوم ، مهرداد اوّل ، قباد دوم و امثال اينها ، تحمل و اغماض و سعهء صدر دارد ؛ ولى افسوس كه خود خطا بود آنچه ما مىپنداشتيم . اين مسئله خود بيشتر جلب
--> ( 1 ) - بر نمد چوبى اگر آن مرد زد * بر نمد آن را نزد بر گرد زد