ناصر الدين شاه قاجار
47
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
روز جمعه 12 [ شوال ] : بايد رفت به حوض سلطان . صبح چهار از دسته رفته سوار شديم ، راه كالسكه خوب بود ، رانديم ، همه سوارهها و اهل اردو بودند ، رو به مشرق رانديم ، راه امروز پنج فرسنگ مىشود ، از دامنهء كوه مرّه كه در طرف دست راست بود گذشته منزل رفتم . الى نيم فرسنگ به منزل مانده پيدا نبود ، منزل در گودى است ، بين راه به ناهار افتاديم ، بعد از ناهار سواره رفتم ، به ناهارگاه حرم رفتم ، زنها را تماشا كردم . بعد رفته باز كالسكه نشستم ، دو دفعه ابراهيم خان آمد كه آهو مىآيد ، از كالسكه درآمده سوار شدم . آهوها بد رفته تفنگ نينداختم . امروز چيزى نزدم اما آهو از سمت كوير خيلى مىآمد ، از عقب ما مىگذشت . هاشم ، سياچى ، على رضا خان ، محمد على خان و غيره و غيره به كوير رفته بودند . مردم با تازى و تفنگ شكار كردند ميرشكار [ يك ] عدد ، آئى [ يك ] عدد ، رحمت الله [ يك ] عدد ، دائى انيس الدوله [ يك ] عدد ، محقق با تازى و دعوائى با سياچى [ يك ] عدد ، سياچى با تازى [ يك ] عدد . ملك ايرج ميرزا با هادى خان ، دبير الملك و دعوائى [ يك ] عدد ، به قدر ده آهوى ديگر غلام متفرقه گرفته و زده بودند . سه ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم ، آقا سعيد از شهر از جانب والده شاه آمده بارخانه آورده بود ، آقا مستوفى و غيره بارخانه فرستاده بودند . هواى اينجا خوب و ملايم است . بعد از شام قرق شد . پيشخدمتها ، طولوزون و غيره آمدند ، « ابژامه » را تمام كرد . شب مهتاب خوبى بود خوابيديم . Enis [ انيس الدوله ] . . . . روز [ شنبه ] 13 [ شوال ] : بايد رفت به پل دلاك ، صبح از خواب برخاسته رفتيم حمام ، رخت پوشيده سوار شدم ، رفتم كاروانسراى ميرزا آقا خان را تماشا كرديم . چاپارخانه ، آب انبار بود ، سربازى كفتار زنده بزرگى گرفته بود ، ولش كردم . قدرى از سواره اينانلو آمده بودند ، ديده شد .