ناصر الدين شاه قاجار

48

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )

بعد سوار كالسكه شده رانديم ، راه كوير است ، مثل كف دست ، حاجى محمد حسن بيك از شهر آمده بود ، ديشب پسر حاجى ميرزا رحيم آمده بود ، رانديم رانديم دو سه آهو از سمت چپ آمد ، رفت به راست نگرفتند ، سه فرسنگى كه راه رفتيم ، دست چپ توى كوير به ناهار افتاديم ، زمين خيلى صاف و خوب بود . قدرى اسب‌بازى با نيزه كرديم ، يحيى خان ، محقق هم بازى كردند ، خوب اسب‌بازى كردم ، بعد عرفانچى را گفتم نيزه بازى كرد . خنديديم ، طولوزون و غيره همه بودند . بعد از ناهار سوار شده رانديم ، دو فرسخى كه رفتم به كاروانسراى صدرآباد رسيديم . آب انبار و غيره داشت ، خراب است ، بايد تعمير شود . از صدرآباد كه مىگذرند كوير تمام مىشود ، زمين سنگلاخ است و سفت ، يك فرسنگى هم رفتم از ماهورهاى كوچك گذشته جلگهء قم وارد و پيدا شد ، اردو كنار رودخانه پل دلاك افتاده است ، من رفتم لب رودخانه دم چادر محمد رحيم خان ، آب زيادى داشت ، رودخانه گل‌آلود مىآمد . هوا امروز ابر و قدرى سرد بود ، وارد سرادپرده شدم ، باد شديدى آمد ، تجيرها 53 را انداخت . بعد باران آمد ، بعد هوا صاف و خوب و ملايم شد . احمد خان از شهر آمده بود ، با شاهزاده پيشخدمت پسر پرويز ميرزا جقه و جواهر آورده بودند . نور محمد خان پيشخدمت هم از شهر آمده بود . در صحرا ديدم كتابچه عرايض ديوانخانه را آورده است . از وزير خارجه ، 54 سردار ، امين الدوله و غيره كاغذ زياد رسيده بود . جوابهاى وزير خارجه را عصرى نوشته دادم بردند . شب بعد از شام قرق مردانه شد . باز جواب كاغذهاى امين الدوله و غيره را نوشتم . آقا سليمان چند روز بود ناخوش بود ، امروز عصرى ديدم آقا چمان چمان آمده بود ، به سراپرده ، مىگفت فشتم درد مىكرد . شب بعد از شام مردانه شد ، قدرى صحبت شد ، مهتاب خوبى بود و هوا گرم و آرام بود . Chirasi كوچكه .