ناصر الدين شاه قاجار

41

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )

توى كالسكه باد سردى مىآمد ، عرق كرده بودم ، چاى ، پرتقال خورده شد ، آئى آمد ، تكه آهويى زده بود ، ولى هم دو عدد زده بود ، رحمت الله يك عدد ، صادق دو عدد . بعد قره خان غلام آمد ، ميرشكار زخمى ما را خوابانده 42 است ، سوار كالسكه شده رانديم ، رسيديم به ميرشكار ، گفت آهو اينجا خوابيده بود ، حالا برخاسته زد به آب مرداب ، رفت آن طرف توى نىها ، دو پياده با يك تازى فرستاده بود ، مىكشيد به كار ، از توى نىها آهو درآمد ، تازى چسبيد كله كوهها گرفته زنده آوردند ، سرش را بريديم ، همان تكه زخمى ما بود ، بسيار خوشحال شدم . آمديم منزل ، قره چادر سردارى را زده بودند ، بسيار خوب بود ، بعد از شام قرق شد ، مردانه شد ، بعد خوابيديم . الحمد لله . Mesumeh [ معصومه ] . . . . روز شنبه [ 6 شوال ] : صبح رفتيم حمام ، بعد ناهار را منزل خورده بعد از ناهار سوار شديم از رودخانه گذشتم رو به‌طرف دامنه 12 امام . از آب كه گذشتيم از عقب سواره‌ها كه مىگذشتند فرو مىرفتند به آب ، ماشاء الله خان توى آب افتاد ، سه چهار نفر ديگر افتادند ، محمد تقى ميرزا هم همراه بود ، على رضا خان مىگفت اسب محمد تقى ميرزا بى خود توى صحرا خوابيد ، محمد تقى ميرزا زمين خورد ، بسيار خفيف شد . خلاصه تيمور ميرزا و ميراخور ، محمد رحيم خان ، ميرشكار و غيره و غيره ، هاشم ، بودند . امروز از دو آب ديگر گذشتم ، در صحرا دُرنا بود ، تيمور ميرزا هرچه سياه چشم انداخت نمىگرفت ، مىگفت قره‌قوش آسمان است ، قوشها مىترسند . در صحرا توى نيزارهاى كوچك و لشابها 43 اردك ، غاز ، 44 حقار 45 سفيد و غيره زياده از حد بود . چيزى نزدم . تيمور ميرزا بعد تنها رفت براى درنا ، يكى گرفته بود ، زنده آورد منزل . عصر بلندى بود ، به منزل برگشتيم ، شب بعد از شام مردانه شد . محقق روزنامه سفر عتبات عليرضا خان را مىخواند ، محمد على خان بود ، بسيار خنديديم . بعد