ناصر الدين شاه قاجار
40
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
شب بعد از شام قرق 39 شد ، اميراخور آمد ، محمد على خان آمده است ، مىگفتند علاء الدوله 40 هم آمده است . حاجى حكيم و غيره قدرى خواندند ، دو نفر خوانندههاى والدهء شاه را هم نورى آورده بود مىخواندند . بعد رفتيم خوابيديم . [ انيس الدوله ] Enis . . . . ملكآرا ، محمد تقى ميرزا ، ابراهيم چرتى ، ابو الحسن خان ، ميرزا على خان ، صاحب جمع آمدهاند . امروز ابراهيم خان نايب اسب خالدار تركمانى را سوار بود ، اسبى گريخته بود ، عقب كرد بگيرد ، از اسب پرزور خورد زمين . الحمد لله عيبى نكرد . روز جمعه 5 [ شوال ] : امروز بايد رفت مسيله ، صبح رفتم حمام ، سرد بود ، خيلى ايستاده به زحمت گرم شد ، بعد از حمام رخت پوشيده سوار شديم . با اميراخور و غيره [ و ] نسقچىباشى صحبت كنان رفتم . آقا مستوفى چاه زيادى مىكند ، پرزور كار مىكردند مىخواهد از آب كرج به دير ببرد ، آبادى كند . سوارهها را مرخص كرده در دامنه ماهور ، سياهپرده نشسته ناهار خورديم . ميرزا نظام و دكتر بحث كردند ، خنديديم . افشار بيك هم آمده بود . بعد از ناهار اغلب سوارهها را مرخص كرده ، خودمان با تفنگدارها ، آقا كاستينگر 41 خان ، قهرمان خان و غيره ميرشكار و اتباع ، رحمت الله خان ، فتحعلى خان ، سياچى ، آقا وجيه ، محقق ، عرفانچى ، موچول خان ، حسين خان ، ماشاء الله خان ، ميرزا عبد الله ، عباسقلى خان لاريجانى [ رفتيم ] . خلاصه رسيديم به صحرا ، آهوى زيادى دستهدسته از اطراف مىدويدند . چهار پنج دفعه دماغ آهو گرفتم ، بسيار خسته شدم ، يك تكهء بزرگى را زخم كارى زديم ، رفت نيفتاد . بعد باز دماغ گرفته چيزى نشد . بعد نزديك اردو به دستهء آهويى رسيديم ، تنها بودم ، دماغ گرفته آهو آمد ، يك ميش سرگل را زدم ، جابهجا خوابيد . بعد كالسكه آوردند ، رفتم