ناصر الدين شاه قاجار

10

سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )

« از قرارى كه از اردوى همايون نوشته‌اند موكب فيروزى كوكب شاهنشاهى از دار السلطنهء اصفهان كه حركت فرمودند ، منزل به منزل از راه نطنز تا كاشان تشريف آورده در روز هشتم ذيقعدة الحرام در فين كاشان نزول اجلال فرمودند و در آنجا به جهت خوبى آب‌وهوا و نزهت و صفاى باغ و عمارت شاهى ، شش روز توقف فرموده‌اند و در روز چهاردهم از آنجا حركت نموده‌اند و به سبب اين‌كه راه ما بين كاشان و قم به جهت كم‌آبى براى قشون عسرت داشته از راه نيزار به قم تشريف‌فرما شده‌اند و براى زيارت روضه منورّه متبركه حضرت معصومه چند روزى در قم تشريف خواهند داشت و از قرارى كه خبر رسيد اين‌روزها در قم مىباشند و چنانچه نوشته‌اند در هشتم ماه ذيحجة الحرام به دار الخلافه مباركه تهران نزول اجلال خواهند فرمود . 15 » در مورد توقف ناصر الدين شاه در قم هنگام اين سفر چنين نقل شده است كه برادر كهتر او يعنى عباس ميرزا در شمار ملتزمين ركاب بود و مادرش همواره براى ارتقاى رتبهء فرزند خود عباس ميرزا در پيشگاه شاه مىكوشيد ، بالنتيجه ، شاه بدون مشاوره با اميركبير مجبور شد دستور بدهد فورا فرمان حكومت قم را براى برادر خود عباس ميرزا صادر نمايند . 16 خود عباس ميرزا 17 ماجرا را چنين نقل مىنمايد : « در اين اوقات ، اعليحضرت شاه عزم سفر به دار السلطنهء اصفهان فرمودند . به بنده امر شد كه ملتزم ركاب بوده باشم . خرج راه خواستم ندادند . به عرض رسانيدم و لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ، امير نظام در محضر جمعى گفت كه عباس ميرزا عذر از سفر مىآورد و خيال دارد در تهران بماند و فساد برپا كند . اگر آمد فبها و الا ، اهل شهر را تحريك مىكنم ، شب ريخته او را كشته ، خانه‌اش را يغما نمايند . . . . 18 خلاصه از اصفهان كه اردوى كيوان شكوه به شهر قم رسيد ، شبى آقا اسمعيل جديد الاسلام كه از پيشخدمتان مقرب بود با دستخط همايون آمد و مختصر مطلب اين بود كه چون در تهران مفسدين بسيارند ، تو بايد در قم بمانى ، تهران آمدنت صلاح نيست ، چون بجز اطاعت چاره‌اى نبود ماندم و نوكران من يك‌يك آمده دست بوسيده مىرفتند . دو سه نفرى باقى ماندند . ما بقى رفتند » . 19 به هرروى اميركبير به محض دريافت خبر « فرمان حكومت قم براى عباس ميرزا » بدون اين‌كه در اين مورد با شاه مذاكره نمايد ، دستور مىدهد ، كه بنه و اثاثيهء عباس ميرزا و مادرش را از قم كوچ داده به‌طرف تهران حركت دهند . عباس ميرزا و مادرش بيش از اندك مسافتى از قم دور نشده بودند كه مفسدين راهى