يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
38
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
« اعضا سيدهاونده مونده برتوك * اول هم بولوبان او نگااغيريوك » « 1 » دستها معيوب و باد كرده ، گرسنه و تشنه . همگى همچو مرغ جلاله گشته قانع به خوردن سرگين . از تعفن زخم پشتشان شخص در اطاق نمىتوانست بنشيند . تعجب است كه چاپار بيچاره چگونه با اين اسبها حركت مىكند . در خط راه همه جا سيم تلگراف همراه بود . از آهوان تا سمنان شمردم هفت تير افتاده و سيم در زمين بود . افسوس خوردم . آمديم در اطاق سردر كاروانسرا منزل كرده بودند . ميرزا اسمعيل پيشخدمت رفته بود شهر سمنان به سياحت . يك دسته گل داودى آورده . از عمارات حكومتى كه نواب اشرف و الا ضياء الدوله حاكم سابق سمنان تعمير كرده بود تعريف مىنمود . دروازهء شهر را ديدم خوب كاشيكارى و به وضع خوبى ساختهاند . زوارهم در خط راه از طرفين عبور ميكردند . از آهوان تا سمنان پنج فرسخ است . روز شنبه ششم در سمنان اتراق كرديم جهت خستگى مالها و غيره . صبح زود از خواب برخاستم به حمام ميان شهر رفتم . حمام مال حاجى ميرزا ابراهيم مجتهد سمنان است . خودش مرده مال وارث او مىباشد . چندان كثيف نبود و ليكن سلمانى بسيار خوبى داشت كه خوب خدمت مىكرد . از حمام بيرون آمدم درب حمام كلانتر سمنان ايستاده بود . احوال پرسيدم . سوار اسب رو به منزل . كلانتر هم همراه بود . نزديك راه عمارات حكومتى بود گفتند خالى است و كسى نيست . رفتم تماشا نمودم عمارت قديمى مىباشد . نواب و الا ضياء الدوله تعمير خوبى كرده انعامى به سرايدار دادم . دروازههاى ارگ را از روى دقت نگاه كردم . بسيار بسيار خوب كاشيكارى كردهاند و ليكن در سر دروازه شكل رستم بود . ديو سفيد را از كاشى رسم نموده بودند نپسنديدم . كاشيكاريش تعريف دارد . آمدم منزل . فقرائى به قدرى بين راه بودند كه حساب نداشت . به همه چيز دادم . زوار و شتردار كه بار از اطراف مىآوردند زياد ديده شد . بعضى گلها و درختهاى سمنان هنوز سرما نزده بود ، با وجود اينكه از بجنورد را پنجاه روز قبل سرما زد .
--> ( 1 ) در اعضايش فقط يك موى مانده ، و آن هم برايش بار سنگينى است