يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

35

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

روز دوشنبه غرّهء شهر ربيع الثانى دو ساعت و نيم از دسته گذشته سوار شديم . از علىآباد چادرخانه و سوار جعفرآباد را معاودت دادم . از منزل تا بسطام زياد از يك فرسخ نبود ليكن راه خيلى جهت حركت كالسكه صعب بود . از دروازهء بسطام گذشتم . چند نفر رعيت جلو دروازه بودند گفتند نواب جهانسوز ميرزا هم در بسطام است . ما بين بسطام و شاهرود اسمعيل خان سرتيپ فوج عرب و عجم را ملاقات نمودم . جلو كالسكه آمده احوال‌پرسى كرده گذشتيم . حاجى محمود و آقا محمد پسران مرحوم حاجى آقاى ترك از شاهرود استقبال آمده بودند . بعد از آنها حاجى محمد رحيم كه از معروفين شاهرود است ، با ما هم آشنا مىباشد ، آمد ملاقات كردم . قدرى صحبت شد . از دروازهء شاهرود گذشتم . از هر قبيل آدم ايستاده بودند . از كوچه باغهاى شاهرود حاجيها را معاودت دادم . كريمداد خان رفت تلگرافخانه مطلبى بود تلگراف كند . آمديم منزل در باغ مرحوم مولوى فرود آمديم . مولوى از عقلاى زمان خود بود . چهارده ماه است مرحوم شده . ميرزا غلامرضا خان پسرش در باغ ايستاده احوال‌پرسى كرده داخل باغ و اطاق شدم . مشار اليه مىگفت تيول مرا ضبط كرده‌اند . حكم هم دارم نواب جهانسوز ميرزا نمىدهد . خيلى شكايت از نواب و الا داشت . باغ و عمارت خوبى مىباشد . در اين صفحات كمتر همچه جائى هست . در بين راه اشخاص مختلفه زياد ديده شد . از علىآباد تا ده ملا پنج فرسخ است . روز سه‌شنبه دوم صبح سوار شديم به عزم دامغان . در بين راه ميرزا حاجى آقاى طبيب نظام مأمور استرآباد را ديدم . در جلو كالسكه پياده شد احوال‌پرسى كردم . گفت از طهران به استرآباد مىروم . دو فرسخ به دامغان مانده نزديك راه تپّه‌اى بود به جهت ناهار سر تپّه پياده شديم . زوار زيادى ديده شد كه از عتبات مراجعت كرده بودند و بعضى زوار ديگر از خمسه و غيره به مشهد مقدس مىرفتند . عجبتر از همه چند نفر قوقانى ( ؟ ) و بخارائى را ديدم كه به زيارت ابو حنيفه مىرفتند . زوار طرفين بر ضد خيالات همديگر بودند . از گمراهى و زحمت بىفايده آنها افسوس خوردم . يك نفر ملا هم در بين راه ديده شد . گفتند مىگويد به جهت تحصيل طهران مىروم . تعجب كردم سنّش