يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

30

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

خان سرتيپ و منشىباشى هم حضور داشتند . از چهار بيد تا خراشا چهار فرسخ است . روز سه‌شنبه بيست و پنجم امروز بايد برويم جاجرم . طلوع آفتاب سوار شده رانديم . از كوچه باغهاى خراشا بيرون رفتيم . صفر على خان سرهنگ از اينجا مراجعت كرد . براى سليمان خان سرتيپ سفارش نمودم هر وقت قوش طرلان صيد شد زود به طهران بفرستد . نزديك جعفرآباد سواره‌ها آنجا آمدند . اسبهاى فربه خوب داشتند . در محاذى قلعه رعاياى آنجا نزديك راه ايستاده دو تكه آهوى بسيار بزرگ شكار كرده ميان راه گذاشته بودند . از آنجا گذشته ، نصرت الله خان سرتيپ گفت قناتى احداث كرده‌ام . از كالسكه پياده شده سوار اسب دولت شدم راندم به سمت قنات . ايستاده مقنى آمد با او سؤال و جوابى شد . قنات بسيار معتبر است . ان شاء الله به اتمام برسد . در اين صحراى بىآب آبادانى خوب خواهد شد . از همانجا تا كنارهء قنات به قدر نيم فرسنگ سرازير كه تماما كار شده رفتم تا قلعه سفيد كه خرابه‌اى قديم است . همه‌چيزش قابل آبادى مىباشد . آب كمى ميان قنات بود بيرون آوردند . شورمزه بود . از آنجا به سمت شاهرود رانديم . آهوى زياد از دور ديده شد گريختند . از دور تير انداختم به واسطهء بعد مسافت نخورد . آمديم كنار راه كالسكه را نگاه داشته بودند ، سوار شده قدرى راه آمدم . سواره جاجرم نزديك راه صف كشيده بودند . احوالپرسى كرده رانديم . سر قنات برزبلند « 1 » كه كريمدادخان سرتيپ احداث كرده جهت ناهار پياده شديم . آقا محمد ، دائى كريمدادخان چند دانه هندوانهء آنجا را آورد بريدند خوب نبودند . گفت امسال خوب نشده . جويا شدم از آب قنات . گفت شش خروار بذر مىكارد . بعد از ناهار سوار شده آمديم رو به جاجرم . نزديك زمان آباد كريمدادخان سرتيپ آمد ملاقات كردم . نزديك جاجرم از كالسكه پياده شده سوار اسب تخت شدم . نزديك دروازه ، سادات و علما و اعيان و اشراف ، رعيت همه منتظر ما بودند . از همه احوالپرسى كرده داخل قلعه شديم . دو تير توپ انداختند . اين توپ مدتها است توپچى ندارد و بايد توپچى از بسطام

--> ( 1 ) ( - برد بلند )