يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

31

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

بيايد . مواجب دولت را مىخورند و ده سال است خبر از توپ ندارند . هيچ اسباب توپ در اينجا نيست . توپ به طورى اسقاط شده كه هيچ به كار نمىآيد . آمديم منزل پياده شديم . امروز نخوابيدم . نصرت الله خان گفت يك رأس گورخر دارم سه سال است پالان كرده باركشى مىكنند . گفتم آوردند تماشا كردم . يك خورجين بالايش گذاشته ، هفده من ترب ميان خورجين گذاشته بودند . به محض حركت دادن چند لگد زد بار انداخت دوباره بار كردند . دو سه قدمى راه بردند . اين وحشى بهيچوجه رام نمىشود . يك رأس كرهء هفت ماههء ديگر هم گرفته آن را نيز افسار و جل زده بودند . از خراشا تا جاجرم هفت فرسخ است . روز چهارشنبه بيست و ششم در جاجرم توقف نموده طلوع آفتاب رفتم حمام . در بين راه توپ اسقاطى را ديدم كه از توپهاى احداثى مرحوم حاجى ميرزا آقاسى مشهور است . در سال يكهزار و دويست و پنجاه و سه هجرى در كارخانهء محمد على خان شيرازى ساخته شده و عمل استاد عبد الرزاق است . داخل حمام شدم نعوذ بالله حمام نه بيابانى ! نصرت الله خان سرتيپ هم آمد . به او گفتم و دستور العمل دادم كه تعمير كاملى از حمام نمايند . از حمام بيرون شده آمدم منزل . نصرت الله خان دو رأس اسب پيشكش نمود قبول كردم . من هم يك رأس اسب خوب به او دادم . سادات و علماى جاجرم را خواستم آمدند . به قدر يك ساعت صحبتهاى متفرقه شد . از جملهء علما جناب ملاحسن قاضى بود و قريب به نود سال عمر دارد . بيست سال زيادتر است كه هردو چشمش نابينا شده . نزديك ظهر كريمدادخان سرتيپ و منشىباشى را خواستم . نصرت الله خان كه حكومت جاجرم با اوست حاضر بود . ناهار خورديم . بعد از صرف ناهار قربان گلدى خان كوكلان برادر عوض نفس خان قرابل خان آمد . يك رأس اسب و يك تخته قالى عوض نفس خان تعارف فرستاده بود . معادل پنجاه تومان انعام دادم . فردا از اينجا مراجعت مىكند . اعيان و كدخدايان جاجرم مجموعه‌هاى انار و بادام و زرشك به حد افراط آوردند . سه ساعت به غروب مانده قدرى خوابيدم . بعد از بيدار شدن يك رأس اسب سوارى به كريمداد خان دادم . نزديك غروب منزل اندرونى نصرت الله خان