يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

12

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

با هم مصاحب بوديم تا مراجعت نمودند . شنبه ششم ذيقعده - صبح از منزل حركت كرده قونسول روس تاگار راه‌آهن مشايعت نمود . دو ساعت به غروب مانده قونسول و ديگران را وداع كرده ماشين حركت كرد . » روز بعد مىنويسد : « دو ساعت از آفتاب گذشته وارد كراسنواسكى شديم . حاكم آنجا با لباس رسمى تاگار استقبال نمود . از عشق‌آباد فرمانفرماى ماوراى بحر خزر تلگراما به حاكم كراسنواسكى دستور العمل داده بودند . به همراهى معزى اليه تا كنار دريا به كشتى نشستيم . قريب ساعتى در سالون كشتى متوقف بوديم . حاكم كراسنواسكى هم پيش ما بود . اتاقهاى نمرهء اول كشتى را براى ما معين نمودند . چهار ساعت به غروب مانده زمان حركت كشتى نزديك شد با حاكم وداع كرده رفتند كشتى هم حركت نمود . » هنگام ورود به استانبول چون شب كشتى به استانبول مىرسد و خروج از كشتى ممنوع بود ، پرنس ارفع سفير كبير ايران در استانبول نايب اول سفارت را با كالسكه مخصوص به بندر مىفرستد كه او را به ساحل رسانيده و به سفارت برسانند . در وين از سوى نريمان خان قوام السلطنه مورد استقبال و پذيرايى قرار مىگيرد و در معيت وزير مختار به اپرا و تئاتر مىرود و در لژ مخصوص به تماشا مىپردازد و به اصرار قوام السلطنه چون لباس ايرانى او در وين انگشت‌نما بود به كسوت فرنگى درمىآيد . عكس فرزندش حبيب الله خان شجاع الممالك ( سردار منتصر بعدى ) كه در پاريس گرفته شده است مؤيد اين مطلب است . سهام الدوله چون احتمال مىداده است كه سفرنامه‌هايش به دست ديگران بيفتد موضوع مذاكرات خود را با شاه و صدراعظم در سفرنامه ننوشته است . ولى در مواردى نتوانسته است از انتقادات از اعمال زننده هيئت حاكمه خوددارى كند . پس خيلى زيركانه نقاط ضعف هيئت حاكمه را در سفرنامه نوشته است . به دو نمونه از آنها اشاره مىشود . در