يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

13

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

يادداشتهاى روز پنجشنبه 29 شوال پس از اشاره به بارش تگرگ در آن روز مىنويسد : « امروز در منزل سردار اكرم يكى از وزراء حضرت وليعهد مىگفت وقتى كه آثار رعد و برق ديده مىشود حضرت وليعهد چون توهم زياد دارند تشريف مىبرند به اتاق محقرى تاريك و چند نفر سيد حاضر نموده در وسط سادات جلوس مىفرمايند . وقتى كه رعد و برق مىشود دست به دامان سادات زده استمداد مىجويند . واقعا خيلى اعتقاد است و خلوص نيت ! چه لازم مثل شارل دوازدهم كه گلولهء توپ ميان اتاقش مىافتاد ميرزاى منشى را تمسخر مىكرد و عاقبت گلوله توپ سرش را برد . » در موردى هم زيركانه از تجمل‌پرستى امين السلطان صدر اعظم انتقاد كرده است . پس از بازديد از پارك مجلل اتابك ( سفارت روسيهء فعلى ) در روز دوشنبه بيستم رمضان 1312 مىنويسد : « از وضع اين پارك و مبلهاى آنجا زبان از بيان قاصر است همين‌قدر مىنويسم كه در تمام ايران از قديم و جديد چنين جايى بنا نشده . تخمين كردم بايست دويست هزار تومان خرج اين عمارت شده باشد . بعد از ديدن اين عمارت وضع حالت مسيو دپرنيس وزير متوفاى دولت ايتاليا به ياد آمدم كه بعد از سى سال وزارت و صدارت روز مردن از همه جهت از مبل و اسباب و غيره زياده از چهار تومان مخلفات از او باقى نبود . سبحان الله از جنس انسان به چه اختلاف خلق شده‌اند . گروهى آن گروهى اين پسندند . ذوق سليم مىداند از اين صدارت تا آن صدارت وضع دولت و مملكت را . » سهام الدوله بعد از مرگ ناصر الدين شاه هشت سال آخر عمر سردار توأم با پيش‌آمدهاى ناگوار براى او بود . سردار با كشته شدن ناصر الدين شاه و به سلطنت رسيدن مظفر الدين شاه كه مردى مريض و جبون بود و اطرافيان طماع داشت ، مصلحت را در آن ديد كه روابط خود را با دربار به حداقل تقليل دهد . پس امورى را كه احتياج به مراجعه به پايتخت داشت به وسيلهء دو نفر از سرتيپان زيردست خود