يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
178
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
شنبه 8 رمضان امروز شنبه هشتم بايد برويم جاجرم . در راه چيزى ديده نشد بجز شورهزار . هوا خيلى گرم بود . گرد و خاك مىكرد . سينهها خراب ، گرد شورمزه دارد . مالها خسته بودند . كجاوهها با بنه خيلى عقب مىماندند . از « كلاتهء حاجى عيد محمد » گذشتيم . خيلى كه آمديم آبدار رفته در كريم آباد . ناهار حاضر بوده در ايوان سردر خورده ، لكن كجاوهها گذشتند . از مستأجر كريم آباد پرسيدم گفت يك زوج آب دارد . سه خروار شخم مىكارد . سه ساله به هفتصد تومان اجاره شد . چهار ساعت به غروب مانده حركت كرديم . قدرى كه آمديم ارازخان با دو نفر سوار پيشواز آمده پياده شد . احوال پرسيدم . سوار شده آمديم دم دروازه . ميرزاها با خيلى جمعيت ايستاده بودند . از آنها گذشته از دروازهء قبله داخل شده آمديم دم در حياط . باز جمعيت زيادى بود . قربانى كردند . پياده شده يك ساعت و نيم به غروب مانده داخل حياط شديم . در منزل يك كله قند پوتى و چهار شاخه نبات ، يك مجمعه رشته ، يك مجمعه زرشك تعارف گذاشته بود . بعد از خوردن چايى حاجى خان فرستاده بود كه مالها فردا كار نمىدهد . بايد دو شب [ متوقف ] شد . صاحب خانه زنى است كه خدمت اراز خان مىكند . شام جهت ما در اندرون مادر بابا ، همان زن پخته بودند . خوب بود . چون خسته و كسل بودم شام خورده خوابيدم . اطاق خيلى سرد بود . وقت سحرى از صداى طبل بيدار شدم كه خيلى سرما خوردهام . بيكه را بيدار كردم آمد لحافها را ساخت . به خواب رفتم . صبح سر آفتاب برخاستم . نماز خوانده شير آوردند . چائى خورده قدرى عرق كرده بودم . هنوز هم خيلى سرد بود . يكشنبه نهم رمضان امروز يكشنبه نهم اتراق شد . از كجاوهها يك زوج خراب شده . تختههاى زيرى همه افتاده ، نمد هم ندارد . دوشكچه هم به شرحى گفتم اراز خان حكما بايد بسازد . از قرارى كه آن زن خدمتكار مىگويد خان نايب معسرنامه مىخواهد . مىگويد نان پيدا نمىكند . شبها به جاى شام دو سه دانه گلابى مىخورد . خيلى اظهار فلاكت مىكند . از اهل جاجرم كسى نيامده مگر زن ميرزا محمد مستوفى آمده . دو ساعتى نشست صحبتهاى متفرقه شد رفت . بعد