يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

179

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

ناهار آوردند . « جوشبره » هم خواسته بوديم . جاى رفقا خالى است ، الهى در جهان خالى نباشد . بعد از ناهار رفتيم تماشاى ارگ . به زحمت بالا رفتم . تركان بىبى نتوانست بيايد ، از نيم راه برگشت به منزل . جائى كه چهل و دو سال قبل برين ديده بودم ، يعنى در هشت سالگى همه را جابه‌جا شناختم . اگرچه از آن خانه‌ها اثرى باقى نيست . باز هم لنگه ديوارى نمونه مانده . حيف از اين ارگ شهر ، و خانه به خانه ، حتى جلگه تمام زير پا است . خلاصه از بيوفائى اسباب دنيا كه عاقبت همه چيز خرابى است خيلى افسوس خورده با حالت پريشان آمدم منزل . چائى آوردند . كربلائى مراد بيچاره « سينه‌گير » شده است . مىگفت اگر ناخوش نبودم تا يك فرسخ با آب و نمك و سپند استقبال مىآمدم . يك مجمعه انار هم تعارف آورد . دختر ميرزا رضا قلى آمد . خلاصه تماشائى زياد آمده بودند . آنها رفتند . نماز خوانده شام در دو ساعت و نيم صرف شد خوابيدم . دوشنبه 10 رمضان فردا دوشنبه دهم انشاء الله منزل جهان آباد است . صبح زود برخاستم . بعد از نماز و چائى كجاوه‌ها رفتند . ما هم دو ساعت و نيم بعد از دسته حركت نموديم . اراز خان با آقا على اينها تا دم دروازه آمده خداحافظى كرده و رفتند . بين راه چيزى ديده نشد . آمده در « كبابه » به ناهار پائين شديم . پنج به غروب مانده سوار شديم . دو نفر بجنوردى در راه ديده شد . گفتند كارى ، خدمتى باشد به شهر مىرويم . گفتم هركه از ما بپرسد دعا برسانيد . بگوئيد در فلان جا ديديم . يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم . خانه‌ها نوساز است . در سنهء 1302 كه اينجا منزل كردم همه دو خانوار در ميان رباط بود . حالا همه باغ و باغچه [ شده ] ، خانه زياد ساخته شده است . دوازده خانوار جمعيت دارد . آب قناتش دوازده شبانه روز است . بعد از جهانسور ميرزا به خواهرش حاجى شاهزاده منتقل شد . آن هم امروزها به رئيس التجار فروخته به چهار هزار و سيصد و شصت تومان . مىگويند خودش دو روز به رمضان مانده آمد ديد پسند كرد . حالا سپرده به حاجى عبد الحسين شالفروش