يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
169
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
« تونه » كه اول خاك مجارستان است . دو ساعت به غروب مانده به « بوداپست » رسيديم كه پايتخت قديم سلاطين مجارستان است . شهرى است بسيار قشنگ و آباد و داراى مدارس و كارخانهجات عديده . آنچه در بلاد متمدنهء اروپا علوم و صنايع معمول است در اين شهر نيز موجود است . صحراهاى بسيار مرغوب و جنگلهاى انبوه « 1 » ديده مىشد كه چشم از تماشاى آنها سير نمىشد . شب شنبه آخر ماه ذيقعده وارد « وينه » شديم . از گار بيرون شده به « گراند هوتل » رفتيم . خيابانهاى شهر به واسطهء چراغهاى كهربائى به طورى روشن بود كه فرقى با روز نداشت . از اسلامبول تا وينه چهل و نه ساعت راهآهن است . سهشنبه [ سىام ] قبل از ظهر جناب جلالت مآب نريمان خان قوام السلطنه كه وزير مختار دولت ايران در وينه است ديدن نمودند . قدرى با ايشان از وضع اروپا و ترتيب ترقيات آنها و طريق رفتار سلاطين و حكام با رعايا و صنايع جديده صحبت نموديم . قريب به ظهر جناب ايشان رفتند . شخص جناب نريمان خان از متمدنين عالم محسوب مىشوند . مجددا چهار ساعت به غروب مانده جناب قوام السلطنه تشريف آوردند . صرف چائى و عصرانه با ايشان شد . نيم ساعت از شب گذشته به مصاحبت جناب ايشان به تياتر رفتيم . در يك « لوژ » مخصوصى نشستيم . لوژ اطاقهاى تماشاخانه را مىگويند . بعد از ورود چندين دختران خوشگل مشغول خواندن بودند . بعد از اتمام آوازهخوانى آنها در وسط تماشا [ خا ] نه دو نفر مرد حاضر شدند و شروع به بازى نمودند . يكى از آنها جستن مىكرد ، روى شانهء ديگرى سرپا مىايستاد . بعد از آن سر را روى سر آن ديگرى مىگذاشت و پاها را بلند كرده با پا رقص مىنمود . بعد از اتمام بازى اينها ، يك نفر ديگر حاضر شد كه با انگشتهاى دست شكل تمام حيوانات را از قبيل اسب و شتر و گاو و فيل و شير و غيره و نيز اشكال طيور از قبيل كبك و كبوتر و غيره مىنمود و چندين بازيهاى عجيب و غريب نموده كه به تعريف نمىآيد . نصف شب مراجعت به منزل كرديم .
--> ( 1 ) اصل : انبوع