يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
168
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
نزديكى سراى سلطانى رسيديم . از دور سياحتى كرديم . از آنجا به بالاى تل مرتفعى رفتيم كه اكثرى از عمارات اين شهر ديده مىشد . بعد از سياحت نيم ساعت به غروب مانده مراجعت به منزل كرديم . ان شاء الله فردا كه شنبه است خيال داريم به « وينه » كه پايتخت اطريش است عزيمت نمائيم . شجاع الممالك اميرپنجه و ميرزا اسماعيل خان سرهنگ و ميرزا اسماعيل دكتر را همراه خواهم برد . شنبه بيست و هفتم جهت وقت گذراندن جزئى گردشى در اسلامبول نموده مراجعت به منزل كردم . شب يكشنبه يك ساعت از شب گذشته به عزم « وينه » از سفارتخانه به گار راهآهن رفتيم . جناب اشرف پرنس ارفع الدوله تا گار راهآهن مشايعت كرده . دو ساعت از شب گذشته زمان حركت ماشين شد . با جناب اشرف ارفع الدوله وداع كرده به « واغون » نشستيم . شب را تا صبح « واغون » در حركت بود . دو ساعت به صبح مانده به خاك بلغارستان رسيديم . هنوز هوا تاريك بود از صوفيه كه پايتخت بلغارستان است گذشتيم . صحراهاى بلغارستان اغلبى جنگل و بعضى كشتزارهاى مرغوب خوشمنظره ديده شد . در اين صحرا گلههاى گوسفند ديده مىشد كه دمشان شبيه به دم سگ بود . مىگفتند گوشت آنها متعفن [ است ] و قابل خوردن نيست . دوشنبه بيست و نهم به ايالت « سربستان » « 1 » رسيديم . بسيار آباد و كشتزارهاى زياد و جنگلهاى با صفا داشت . سه ساعت از روز گذشته به استاسيون « بوالقراط » « 2 » كه پايتخت سربستان است رسيديم . شهر بسيار آباد است . آن روز را تا سه ساعت به غروب مانده « واغون » در حركت بود . در اين مسافت كه امروز طى شد از دو تونل گذشتيم كه در هريك از اين تونلها قريب سه چهار دقيقه ماشين مىگذشت و به فاصلهء هر صد قدم يك نفر مستحفظ با يك چراغ ديده شد . از آنجا گذشته به دو رودخانهء بزرگ رسيديم كه يكى مشهور است به رودخانهء
--> ( 1 ) ( - صربستان ) ( 2 ) ( - بلگراد )