يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

135

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

روز پنجشنبه بيست و نهم صبح رفتم منزل دكتر طولوزان . از آنجا به منزل مراجعت كردم . جناب جلالت مآب آقاى نظام الملك تشريف آوردند . بعد از ايشان جناب وكيل الدوله آمده رفتند . بعد از ظهر رفتم بازديد جناب سردار اكرم و عصرى رفتم باغ جناب حاجب الدوله بازديدشان . در اين بين رعد و برق شديدى شده ، بنا كرد تگرگ بسيار باريدن كه تخمينا بعضى به قدر فندق بود . تمام برگ و ميوهء درختها را ريخت . امروز در منزل سردار اكرم يكى از وزراى حضرت وليعهد مىگفت وقتى كه آثار رعد و برق ديده مىشود حضرت وليعهد چون توهم زياد دارند تشريف مىبرند به اطاق محقرى تاريك و چند نفر سيد حاضر نموده در وسط سادات جلوس مىفرمايند . وقتى كه رعد و برق مىشود دست به دامان سادات زده استمداد مىجويند . واقعا خيلى اعتقاد است و خلوص نيت ، چه لازم مثل شارل دوازدهم كه گلولهء توپ ميان اطاقش مىافتاد ميرزاى منشى را تمسخر مىكرد و عاقبت گلولهء توپ سرش را برد . روز جمعه سلخ شهر شوال المكرم منزل بودم جائى نرفتم . عصرى جناب ملك التجار ديدن آمدند و روز يكشنبه را وعدهء مهمانى در امامزاده قاسم كه جائى با صفائى است و باغى در آنجا دارند گرفتند . شب را سركار نصرت الملك در منزل ما بودند . من در چهار ساعتى خوابيدم . آنها تا ساعت هفت در اطاق ديگر در عيش و ساز بودند . روز شنبه غرهء شهر ذيقعدة الحرام صبح رفتم منزل دكتر طولوزان باز شانهء مرا قدرى مالش داد . از آنجا آمدم منزل . تا سه ساعت به غروب مانده منزل بودم . در سه ساعتى رفتم بازديد جناب امين حضور وزير مخصوص . باغچه و عمارت و اطاق با مبل قشنگى داشت . از آنجا برخاسته رفتم منزل جناب مشير الملك ساعتى نشسته آمدم منزل . چهار ساعتى خوابيدم .