يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
136
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
روز يكشنبه دويم صبح رفتم امامزاده قاسم باغ جناب ملك التجار . باغ بسيار با روح ، با آب و فواره و گلهاى رنگارنگ در واقع جاى با صفائى در تمام طهران و شمرانات نديده بودم . تماشاى باغ من را بىاختيار به وجد آورده بداهة گفتم : اى باغ چون بهشت ، بدين سبزى و ترى * رشك خورنقى و حد باغ كشمرى باغ ار بهشت عدن بود در صفا ، ولى * اى حضرت ملك تو ز رضوان نكوترى مهمانى بسيار مفصلى فراهم آورده بودند . يك نفر تار زنى كه موسيقى را خوب مىزد آورده بودند . بعد از ناهار قدرى تغنى نمود . به قدر نيم ساعت من استراحت كردم ، بعد از چائى سوار شده آمديم منزل . چهار ساعتى شام خورده خوابيدم . روز دوشنبه سيم منزل جناب نصر الله خان امير تومان زنبوركچىباشى به ناهار موعود بوديم . سه از دسته گذشته رفتم . اشخاصى كه آنجا بودند : جناب نظام الملك ، جناب ساعد الدوله ، نصر السلطنه و مشير لشكر و مدير السلطنه و جناب آجودانباشى كل و نصر الملك و جمعى ديگر بودند . قدرى نشسته مشغول صحبت شديم . گفتند ناهار حاضر است رفتيم سر ناهار . در اين بين ممتحن الدوله نفس گسيخته رسيد كه شما را شاه مىخواهد . قدرى ناهار خورده برخاستم دست بشويم . آجودان حضور مخصوص هم آمد كه زود بيائيد كه شاه معجلا مىخواهند . با هم سوار كالسكه شده رفتيم در خانه . ميان باغ فراش خلوت آمده گفت شاه فرمود برويد اطاق امين الملك . رفتيم آنجا . امين الملك از اشخاصى كه در اطاق بودند عذر خواست . نشستيم . تلگراف روزنامهء قوچان را بيرون كرده به من داد كه نوشته روز يكشنبه دويم ماه قوچانيها اجماع كرده رمضان خان را پارهپاره كردند . ميرزا نجفقلى را هم كشتند . خانبابا خان را با فتح الدوله در چهار باغ محاصره كردهاند . بعد از خواندن تلگراف رفتم ميان باغ حضور مبارك مشرف شديم . حضرت نايب السلطنه هم بودند . قبلهء عالم بعضى فرمايشات فرمودند . جواب عرض كردم .