يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
132
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
ملاقات نموديم . قدرى ميان باغ گردش كرديم . باغ و عمارت مختصرى قشنگ است . از همه بهتر اين است كه آب زيادى از ميان باغ جارى و به شهر و نظاميه مىرود . اكثر باغهاى طهران آب ندارند . هردو هفته يك دفعه آب مىآيد . خلاصه رفتيم اطاقهاى بالا . جناب ناصر الملك هم آمدند . مشير لشكر و نصرت الملك و وكيل الدولهء انگليس هم بودند . چائى و ناهار خورده مشغول صحبت شديم . از جاپون و چين و كره گفتگو مىكردند . من آنچه اطلاعات داشتم گفتم . از جغرافى آنجا درست اطلاع نداشتند . خلاصه چهار به غروب مانده از آنجا سوار كالسكه شده مراجعت مىكرديم كه از طرف جاجرود كالسكههاى حرم قبلهء عالم ارواحنا فداه پيدا شدند . شمردم چهارده كالسكه بود . هر كالسكهاى چهار نفر نشسته بودند . آمديم منزل . جناب آجودانباشى با سلطانقلى خان سرتيپ رفتند حضرت عبد العظيم كه باغ و عمارتى كرايه نمايند ، حضرات كربلائيها وقتى آمدند معطل نشوند . در منزل بودم جناب امين خلوت تشريف آوردند . قريب يك ساعت و نيم بودند . از قرارى كه مىگفتند قبلهء عالم امروز شكار خوبى فرمودهاند و تشريف به شهر آوردهاند . بعد از رفتن جناب امين خلوت ميان باغ تنها قدرى گردش كردم . در ساعت پنج شام خورده خوابيدم . روز شنبه بيست و چهارم صبح رفتم منزل دكتر طولوزان . شانهام را داغ كرد . مراجعت به منزل نموده بعد از ساعتى رفتم خدمت حضرت صدارت رسيده مراجعت كردم منزل . قدرى استراحت كردم . امسال بهار خوبى در طهران ديده مىشود . هر عصر باران و رعد و برق مىشود . روز يكشنبه بيست و پنجم صبح رفتم منزل جناب نجم الدوله . ساعتى نشسته قدرى نقشه نگاه كرديم . از آنجا رفتم منزل جناب بشير الملك امير تومان شاطرباشى . آدم بسيار خوب است . از آنجا آمدم منزل ناهارى خوردم . فراش آمد كه شاه مىخواهد . رفتم باغ . گفتند شاه ناهار مىخورد . رفتم اطاق صدر اعظم . آنها هم ناهار مىخوردند . كنار نشستم تا ناهار تمام شد . با حضرت