يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

131

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

وقت داده بودند رفتم سفارتخانه . پيرمردى باهوش و عاقل است . منتها درجهء پذيرائى را از من در كمال احترام كردند . يك ساعتى آنجا بوديم صحبتهاى متفرقه كرديم . از آنجا رفتم منزل جناب ميرزا رضا قلى خان . تا يك ساعت به غروب مانده آنجا بودم بعد مراجعت به منزل كردم . شام خورده خوابيدم . روز پنجشنبه بيست و دوم صبح رفتم منزل دكتر طولوزان . شانه‌ام را قدرى ماليد و دوائى جهت استعمال داد آمدم منزل . در ساعت چهار رفتم بازديد جناب ميرزا محسن خان مشير الدوله . اقبال الملك هم آنجا بودند . خيلى صحبت از هر قبيل شد . مبل اطاقها از هر جهت خيلى ممتاز بود . در پرده‌اى شكل زن لختى آويخته بودند ، اگر چه خيلى خوب كشيده بودند ، لكن اين پرده را در اطاق عمومى گذاشتن به نظرم قبيح آمد . نزديك ظهر آمديم منزل ناهار خورده استراحتى كردم . در ساعت چهار به غروب مانده جناب جلالت مآب وزير مختار روس آمدند منزل ما . تا دم در اطاق استقبال كردم . آنها هم كلاه برداشته داخل اطاق شدند . مترجمشان جوانكى بود فارسى و تركى مىدانست . قريب يك ساعت نشستند . از هر قبيل صحبت شد بعد رفتند . دو ساعتى رفتم منزل جناب آقاى معير [ الممالك ] ملاقات كرده ، بعد را مشغول گرديدن باغ وحوش شديم . سگهاى خوب و يك ميمون هم در ميان قفس بود . ده قسم كبوتر ديدم كه خيلى تماشا داشت كه هيچيك در ايران ديده نشده . مرغ و خروسهاى غريب ديده شد . اينها را به مخارج گزاف از فرنگستان آورده‌اند . بارى آمديم منزل . خيلى هوا بد بود . قدرى ميان باغچهء آجودانباشى گشته ، آمده شام خورده خوابيدم . روز جمعه بيست و سيم امروز در يوسفيه مهمان جناب جلالت مآب اجل آقاى نظام الملك مىباشم . عازم رفتن بودم كه جناب مجد الملك تشريف آوردند . ساعتى نشسته صحبت كرديم . بعد را تشريف بردند . با آجودانباشى كل سوار كالسكه شده رفتيم ميان باغ . جناب آقاى نظام الملك را