يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

130

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

محترم به قدرى از من احترام كرد كه من خجل شدم . بارى ساعتى نشسته برخاستم آمدم بازديد جناب ساعد الدوله . صحبت از توله « 1 » اسب و تفنگ و شراب بود . بارى منزل آمده شام خورده خوابيدم . روز دوشنبه نوزدهم صبح را رفتم بازديد جناب صديق الملك ملاقات كردم خيلى پير شده‌اند . قدرى نشستم صحبت كرده برخاسته رفتم خدمت جناب آقاى عضد الملك . منتهاى درجهء احترام را فرمودند . تمام فرمايشات تمجيد از من بود . بارى از آنجا آمدم منزل . سه ساعتى جناب جلالت مآب آقاى مخبر الدوله تشريف آوردند . روز سه‌شنبه بيستم صبح رفتم منزل دكتر طولوزان . قدرى شانه را داغ كرده ماليد . از آنجا رفتم منزل نواب اشرف و الا محمد حسين ميرزاى امير آخور . نزديك ناهار آمديم منزل . عصر دو ساعتى رفتم بازديد جناب مخبر الدوله . گفتند حضرت وليعهد تشريف مىآورند . منزل ايشان قدرى نشسته برخاستم . در بين راه نواب اشرف و الا فرمانفرما را ديدم . گفت حضرت وليعهد مغازهء « توگو » تشريف بردند ، بعد خواهند آمد . از آنجا رفتم منزل جناب اقبال الملك . جناب آقاى مشير الدوله هم آنجا تشريف داشتند . قريب به غروب آنجا بوديم . همه را از مدنيت اروپا و قانون صحبت مىفرمودند . از آنجا آمديم منزل . وقت اذان شام نواب اشرف و الا امير نويان تشريف آوردند تا سه ساعتى تشريف داشتند بعد رفتند . ما هم شام خورده خوابيديم . روز چهارشنبه بيست و يكم صبح هنوز چائى نخورده بودم جناب ساعد الدوله آمدند . ساعتى با هم بوديم بعد رفتند . در ساعت چهار با جناب آجودانباشى و جناب ممتحن الدوله رفتيم منزل سركار نصرت الملك . آنجا ناهار خورده بعد از ظهر آمديم منزل . در ساعت سه و نيم جناب وزير مختار روس

--> ( 1 ) در اصل : طوله