يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
116
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
خاكپاى مبارك برسانم » . من هم بوسيده به سر گذاشتم و تشكرنامهاى عرض كردم . به آدمش ده تومان انعام دادم رفت . بعد را جنرال حضور مبارك آمده ساعتى نشسته رفتند . تلگرافى از نواب اشرف و الا مؤيد الدوله رسيد . فرموده بودند منزل من از خود شما مىباشد برويد آنجا تصرف مالكانه كنيد . بارى پنج ساعت از شب رفته شام خورده خوابيدم . روز جمعه بيست و چهارم امروز قدرى كسل بودم . با وجود اينكه حضرت صدر اعظم ديروز فرمودند فردا بيا به حضور مبارك مشرف شويم نرفتم . خوب شد نرفتم . گفتند تمام سفراى خارجه به حضور رفته بودند . در منزل ناهار خورده قدرى استراحت كردم . بعد از ظهر نصرت الملك آمدند غروبى رفتند . اول شب جناب ناظم السلطنه تشريف آوردند . بعد از ايشان جناب مشير الدوله آمدند و ميرزا على اكبر خان نوهء صاحب ديوان و بعد را جناب حاجى شهاب الملك و مشير لشكر ديدن كردند . سه ساعتى شب جناب مستطاب آقاى نظام الملك و اقبال الملك تشريف آوردند و نصر الله خان امير تومان زنبور كچىباشى با دو نفر سرتيپ ديگر و بعد را نصر السلطنه و حاجى شيخ عيسى آمدند تا شش ساعتى همه به دفعات تشريف بردند . شام خواسته مشغول بودم كه نواب اشرف و الا جهانسوز ميرزا امير نويان تشريف آوردند . در هفت ساعتى تشريف بردند . خوابيدم . روز شنبه بيست و پنجم صبح را گفتند شاه سوار شد . منزل بودم . بعد از ناهار جناب آقاى صديق الملك تشريف آوردند . يك ساعتى بودند رفتند . من هم قدرى خوابيدم . سه به غروب مانده با جناب آجودانباشى رفتيم خدمت حضرت وليعهد روحى فداه . گفتند در اطاق دم در نشسته قرآن مىخوانند . پيشخدمت رفت عرض كرد داخل اطاق شديم . قرآن را گذاشته سرپا شدند . احوالپرسى فرمودند . از آنجا مرخص شده رفتيم اميريه خدمت اميركبير نايب السطلنه . به