يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

115

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

ميرزا حسنعلى خان نواب مترجم سفارت دولت انگليس آمدند و رفتند . بعد را صاحب اختيار آمدند . حاضر رفتن در خانه بودم . گفتند قبلهء عالم سوار شدند و صدر اعظم هم حمام رفته‌اند . كالسكه حاضر بود رفتم بازديد جناب ميرزا رضا قلى خان وزير رسايل خاصه . از آنجا آمدم از در منزل امير خان سردار و جناب حاجب الدوله گذشتم . خواستم هردو را بازديد كنم گفتند رفته‌اند حضرت عبد العظيم . آمدم منزل . به فاصلهء نيم ساعت منزل بودم . بعد رفتم منزل جناب جلالت مآب آقاى معير الممالك تا غروب آنجا بودم . آمدم منزل نواب اشرف و الا جهانسور ميرزا امير نويان . يك كاسه نبات و يك طاقه شال فرستاده بودند . سه ساعتى شام خورده خوابيدم . روز پنجشنبه بيست و سوم دو ساعت از دسته رفته رفتم منزل سركار نصرت الملك . از آنجا منزل جناب نظام الدوله . يك ساعت نشسته آمدم . به فاصلهء يك ربع توقف رفتم منزل حضرت صدر اعظم . اندرون بودند . خيلى طول كشيد . در ميان حوضخانه گاه گردش كردم و گاه نشستم تا اينكه صدارت عظمى تشريف آوردند . رفتيم در خانهء قبلهء عالم ، بيرون بودند . از خواص اولياى دولت جمعى بودند . چون روز عيد مطابق بيست و سيم بود رسومات عيد را معمول نداشتند . از در خانه مراجعت به منزل كردم . سركار اكبر خان نايب ناظر برادر جناب مجد الدوله آمدند . يك ساعتى نشسته رفتند . آجودانباشى از مسجد آمدند . ميرزا اسمعيل خان پسر جناب ميرزا رضا قلى خان هم ديدن آمد و جناب ممتحن الدوله و على اشرف خان كارگزار آمدند . از اطراف صحبتهاى متفرقه شد . دو ساعتى شب رقعه‌اى از نايب ناظر رسيد كه عين آن را مىنگارد : « فدايت شوم محض بروز مرحمت نسبت به جنابعالى از طرف قرين الشرف اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه دو پنج هزارى به رسم دستلاف از جيب مبارك به دست مبارك به واسطهء ارادتمند به جنابعالى مرحمت فرمودند . چون خود ارادتمند نتوانست شرفياب شود ايفاد خدمت نمود . معلوم است از اين مرحمت مخصوص نهايت افتخار را حاصل خواهيد فرمود . منتظر جواب هستم كه به عرض