يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
108
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
كرد باريدن . هى شدت كرد . باد مغربى بسيار بدى هم برخاسته بطورى كه حركت اسبها از شدت باد و باران به صعوبت مىشد . به هر تقدير رانديم به شدت هم سرد بود كه در ميان درشكه خيلى سرما خوردم . درشكه در باران و سرما چندان تفاوتى با سوارى اسب ندارد . نزديك خرابههاى شهر قديم قومس از شدت باران سيلابها از اطراف احداث شده راه را احاطه كرده . قريب يك فرسخ درشكه از ميان سيلاب حركت مىكرد . خيلى محل خطر بود . خلاصه به هر زحمت بود پنج از دسته گذشته به دامغان رسيديم . مجبور شده توقف كرديم . در خانهاى كه پنج سال قبل منزل كرده بوديم « 1 » پائين شديم . صاحبخانه آتش و چائى حاضر كرد . قدرى گرم شده لباسها را خشك كرده آسوده شديم . ناهار خورده قدرى استراحت كرديم . باد و باران الان هم به شدت مىآيد تا به فردا چه شود . چو فردا شود فكر فردا كنيم . از دهملا الى دامغان شش فرسخ است . روز سهشنبه چهاردهم سردسته از دامغان سوار شديم . هوا بسيار سرد بود . همه آبهاى باران در بين راه يخ بسته ، از يك طرف باغها همه شكوفه كرده از اين طرف زمينها همه يخ . بارى چهار و نيم از دسته گذشته آمديم قوشه رباط . دو ساعت آنجا توقف كرده مالها قدرى به حال آمدند . نيم به غروب مانده از قوشه سوار شده روانه شديم . يك فرسخ از قوشه گذشته دو جفت كجاوه ديده شد . گفتند مجد السلطنه است با عيالش . در كجاوه نشسته مشهد مىرفت . نصف راه را كه طى كرديم برف و باد شدت كرد بطورى كه حركت خيلى صعب بود . امسال را همچه برف و سرما ديده نشد . با زحمت تمام كه اسبهاى كالسكه هم از حركت مانده بود دو ساعت به غروب مانده وارد آهوان شديم كه ابدا منزل هم پيدا نمىشود . كاروانسرا كثيف و پر از زوار و پستخانه اطاقهايش تمام خراب [ بود ] ، عاقبت در بالاى سكوى طويله امشب را منزل كرديم . گرم بود خوش گذشت .
--> ( 1 ) يعنى سال 1307 ( سفر قبل )