يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
107
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
روز جمعه دهم يك ساعت به دسته مانده از جاجرم سوار شده در بين راه باز زوارها ديده شدند . ابراهيم بيك برادر اسمعيل خان فراشباشى هم كه كربلا رفته بود در نيم فرسخى رياحآباد « 1 » از بستگان ما كه كربلا رفتهاند مراسله آورد . الحمد لله همه سلامت بودهاند . ماه مبارك را قصد اقامت كرده ماندهاند . ديگر چيزى كه قابل ذكر باشد ديده نشد . از جاجرم سه ساعت به غروب مانده وارد رياح آباد شديم . تخمينا نه فرسخ است . روز شنبه يازدهم نيم ساعت به سر آفتاب مانده از رياح آباد سوار شديم . ديشب باران شديدى باريد . بين راه گل زيادى شده كه اسبهاى كالسكه و غيره خيلى به صعوبت حركت مىكردند . شش ساعت به غروب مانده به « مغز » كه منزل است رسيديم . ديشب چند تلگراف به طهران نوشته فرستادم شاهرود مخابره نمايند . امروز هم زوار تكتك ديده مىشد . از رياح آباد الى مغز شش فرسخ است . روز يكشنبه دوازدهم نيم ساعت به دسته مانده سوار شديم . امروز راه خيلى بد بود و بسيار به صعوبت پنج ساعت به غروب مانده به شاهرود رسيديم . در سردر كاروانسرا پائين شديم . ميرزا ابراهيم برادر ميرزا اسمعيل پيشخدمت چائى و شيرينى حاضر كرده بود . يك ساعت و نيم توقف كرديم . اسبها را نعلبندى كردند . دو مرتبه سوار شده نيم ساعت غروب مانده آمديم دهملا . در جاى بسيار بدى منزل كرديم . در شاهرود گفتند امين نظام هم آنجا است طهران مىرود . بعضى از سادات سبزوار هم در دهملا ملاقات شد . از مغز الى ده ملا دوازده فرسخ است . روز دوشنبه سيزدهم امروز خيال داشتم از دامغان گذشته به دولتآباد برويم ، اگر چه ديشب باران كمى باريد ، ولى صبح وقت حركت ايستاده بود . از دهملا يك فرسخ و نيم كه گذشتيم باران كم كم بنا
--> ( 1 ) اصل : رياباد ، در همه موارد