يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

96

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

نزد اعتباراتى كه حاصل شد سهل است . از همه جهت دوازده هزار تومان نقد و سه چهار هزار تومان هم از اسب و غيره مخارج شد . روز يكشنبه سوم از آهوان سوار شده تا سه فرسخ از آهوان اين سمت به شدت برف در زمين بود كه كالسكه به زور حركت مىكرد ، اگر چه ناخوش و بدحال بودم . لابدا اين سه فرسخ را سوار اسب شدم . بعد را كم‌كم برف تمام شد . سوار كالسكه شده پنج به غروب مانده آمديم قوشه رباط . در راه چند نفر ترك آذربايجانى ديدم قريب به صد نفر شتر نر و مايه خريده مىبرند . يك دسته سرباز مفلوك هم با آنها بود . معلوم شد از مشهد مرخص شده به خانه مىروند . ديگر چيزى ديده نشد . ناهار خورده يك ساعتى استراحت كردم . تا غروب خود را مشغول كتاب خواندن نمودم . شب را در اطاق سر در كاروانسرا به تنهائى گذشت . شام خورده خوابيدم . روز دوشنبه چهارم بايد برويم دامغان . يك ساعت و نيم از دسته گذشته سوار كالسكه شدم . راه خيلى خوب بود . در بين راه سربازان فوج بيات را كه از مشهد مرخص شده بودند ديدم . در كمال فلاكت و خوشوقتى مىرفتند . چهار و نيم به غروب مانده آمديم منزل . ناهار خورده كمى خوابيدم . از خواب برخاسته سه به غروب رفتم حمام شستشوئى كرده آمدم منزل عليقلى خان ياور دامغانى كه سابقا آشنا بودم آمد . بعد از آن ميرزا محمد رئيس پستخانهء دامغان كه سابقا در بجنورد بود آمد . قدرى صحبت كرديم نيم ساعتى شب رفتند . روز سه‌شنبه پنجم دوازده دسته گذشته سوار كالسكه شده راه افتاديم . از ميان خرابه‌هاى شهر قديم قومس كه دامغان باشد گذشتيم . از دور دز گنبدان كه الان مشهور به گرد كوه است ديده مىشد . مىگويند كوه بسيار بسيار سختى است و قلعه‌اى در سر كوه است . در كمال ثبات است . اين همان دزگنبدان است كه گشتاسب پسر خود اسفنديار را بعد از شكست ارجاسب پادشاه