آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
28
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
- يك ساعت از شب گذشته به سيدآباد رسيديم . اين ده مال مرحوم حاج سيد آقاى لاريجانى است . يك دو قلعهء رعيتنشين داشت ، قنات آبى هم داشت . در كنار نهر آب قهوهخانه بود ، فرود آمديم ؛ نماز مغرب و عشا را ادا نموديم . خربزه و تخممرغ خريدارى شده شام صرف نموديم . - يك ساعت توقف كرده بدون آنكه اسب عوض نمايند روانه شديم . - دو ساعت [ و ] ربع از شب گذشته به دولتآباد « 1 » رسيديم در آنجا مال عوض نموده ، معطل نشديم ، روانه شديم . قريب نيم فرسخ كه آمديم در نزديكى قدرتآباد « 2 » ، قادر متعال قدرتى فرمود و آن ، آن است كه نهرى بود و پلى داشت خراب و باريك و جنب آن پل ، سرازير [ ى ] زياد بود . گارى را در آن سرازيرى اسب برداشت و [ چنان ] به سرعت مىرفت كه سورچى نتوانست جلوگيرى نمايد . در جنب پل ، پاى يك اسب در مالبند گير كرد با دو دست راه مىرفت و سه اسب ديگر ، گارى را مىبردند . با آن حال ، گارى به سر پل باريك خراب رسيد . همگى از حيات خود دست شسته و به مرگ دل بستيم . همگى به حضرت رضا توسل جستيم . فورا از افكارم اين رباعى در قلب خطور نمود : اى درد تو درمان غم بىدرمان * اى كوى تو سامان من بىسامان بنگر كه ز منجنيق چرخ اوفتادم * برگير به دستت اى تو دست يزدان لطف رضوى شامل حال مصطفوى و مرحمت ائمهء طاهرين شامل حال حقير و ساير مسافرين گرديد ، گويى گارى از روى هوا پريد و از نهر بزرگ و پل خراب گذشت و آن طرف نهر هم كه سرازير بود و نگاه داشتن گارى ممكن نبود ، مع ذلك سورچى گارى را
--> - آبادى بزرگ و كوچك است . . . مركز بخش قصبه صيدآباد واقع در 21 هزار گزى باختر شهر دامغان و يك هزار گزى راه شوسه دامغان به سمنان است . « لغت نامه » ( 1 ) . دولتآباد : دهى است از دهستان قهاب صرصر بخش صيدآباد شهرستان دامغان . « لغت نامه » ( 2 ) . قدرتآباد : دهى است . . . كنار راه شوسه دامغان به سمنان [ يا سمنان به دامغان ] . « لغت نامه »