آقا سيد مصطفى تهرانى ( ميرخانى )
پيشگفتار 13
سفرنامه گوهر مقصود ( فارسى )
پيشگفتار مقدمه نمىنويسم كه اين كار خبرگان است و اهل فن و نه در خور استطاعت من ! فقط مقدماتى را كه به چاپ انجاميد يادآور مىشوم كه : حديث صحبت خوبان و جام باده بگو * به قول حافظ و فتواى پير صاحب فن هربار كه به محضر پرفيض و بركت پدرم ، حضرت آيت اللّه حاج سيّد احمد ميرخانى - قدّس سرّه - بار مىيافتم ، حلاوت و شيرينى لحظههاى خوب عمر را نوش جان مىكردم و پرنعمت باز مىگشتم . از هر درى كه به زيبايىها و چشماندازهاى شناخته و ناشناخته گشايش مىيافت ، سخن پيش مىآمد و گاهگاه كه به مناسبت ، از چشماندازهاى ادبيات و پيچوخمهاى شعر و نثر صحبت مىشد ايشان به تفاريق و با اشاره ، دورنمايى از پدر خود را نشان مىدادند و معمولا اينگونه اشاره مىفرمودند : « پدر ما اطلاعاتش خيلى خوب بود و طبع شعر قوى داشت . مخصوصا مرثيههايى كه مىگفت دستبهدست مىگشت و در منبرها خوانده مىشد . يك مدتى هم روزنامه درمىآورد ؛ مقالات تند و خوبى بر ضد استبداد مىنوشت ؛ نوشتههايش خيلى ادبى بود ؛ اكثر نوشتههايش سجع و قافيه داشت . اصلا نمىدانم آن روزنامهها چه شد ؟ ! يك شماره هم از آن روزنامهها را ندارم ؛ اسم روزنامه هم به خاطرم