احمد مجد الاسلام كرمانى
65
سفرنامه كلات ( فارسى )
اين مجازات قانونى در عالم نباشد هرگز آن قانون دوام نكند و اطراد پيدا ننمايند ، و با عدم اطراد اطلاق لفظ قانون بر او غلط محض است . و اينكه ما گاهى ميگوئيم قانون بايد مطرد باشد و قانون غير مطرد غلط است ، از تنگى عبارت است ، و الا با عدم اطراد امكان ندارد بتوان لفظ قانون اطلاق نمود ، بهر حال مخالفت قانون گناه است . و مخالف گناهكار و مجازات او به حكم عدل لازم و آن مجازات بلسان بشريعت به حد و تعذير تعبير مىشود و از لسان سلطنت تنبيه و و سياست و هرچند اولا و باالذات ايذاء مردم ظلم است ، ولى ثانيا و باالعرض عين عدل و داد است نه ظلم و بيداد ، چرا كه به ميزان قاعده « طبيعة الاهم فا الاهم » ترحم بر پلنگ تيز دندان * ستمكارى بود بر گوسفندان درست است كه اعدام نفوس اولين گناه است ولى بعضى اوقات اولين حسنه است و آن در صورتى است كه حفظ نوع مربوط به آن باشد ، هيچ عاقلى حاضر نميشود انگشتى را قطع نمايد ، ولى اگر شقاقلوس شد راضى مىشود كه آن را قطع نمايند تا بساير اعضاء و جوارح اثر و سرايت ننمايد و هكذا همين قسم كه در ملك بدن اجرا مىشود در يك مملكت هم اجرا مىشود ، و نظام نوعى همان نظام شخصى است با چندين هزار درجه اهميت ، بنابراين چنان كه گفتيم مخالف قانون اساسى گناهكار است و مجازات و تنبيه و سياست او لازم و ناچار و اقسام تنبيه و تأديب از قبيل حد شرعى ، كشتن و نفى بلد كردن ، و تازيانه زدن ، و دست بريدن ، و و صدمه و الزامات عرفيه ، مثل حبس كردن ، جريمه كردن و و و بسيار است ، و مناط در تمام يكى است ، و بالاخره چون كارى كرده كه منافى طبيعت كليه و هيئت اجتماعيه بوده لهذا بايد كارى با او بكنند كه بر خلاف طبيعت شخصيه او است و هرچه گناه نوعى سختتر باشد اذيت و آزار او ناگوارتر خواهد بود ، اين است معنى گناه و سبب مجازات گناهكار بعد از تمهيد اين مقدمه ميرويم سر مطلب