احمد مجد الاسلام كرمانى

60

سفرنامه كلات ( فارسى )

خودمان بنويسيم و لباس و مخارج راه بخواهيم سرهنگ هم بملاحظه اينكه شايد چيزى به خودش عايد شود ، اجازه داد قلمدانى كه سرهنگ همراه داشت بميان گذاشته هركدام شرحى نگاشتيم و مطالبه وجه و لباس و رخت‌خواب و اسباب نموديم و سلامتى خودمانرا هم با اهل خانه اطلاع داديم و جوف پاكت سرهنگ گذارديم و آن پاكت را يك نفر سوار برداشته روانه شهر شد . * * *