احمد مجد الاسلام كرمانى
61
سفرنامه كلات ( فارسى )
فصل پنجم گناه ما چه بود اين فصل را با آنكه از ترتيب سفرنامه خارج است ولى چون هركس كتاب را بخواند ناچار به زبان حال از من يا ديگران اين سئوال را خواهد كرد و اگر نوشته نشود حمل بر جهالت مصنف مينمايد و كتاب را لايق خواندن نميدانند بلكه ناقص و مهملش ميشمارند لهذا ناچار بايد اين فصل بر اين كتاب اضافه شود و با آنكه از گناه خود خبرى ندارم و اين سئوال را بلا جواب ميپنداريم باز بقدرى كه ممكنم باشد تحقيق و تفتيش مينمايم شايد رشته مطلب بدست خوانندگان بيفتد و خودشان گناه ما را بفهمند و ضمنا عبرت بگيرند و پيرامون گناه نگردند و ما مقدمتا چنان كه فاتحه فصل را قرار دادهايم ميپرسيم ( گناه ما چه بود ) تا هركس هرچه ميداند ضميمه نمايد شايد اين معما حل شود ، اما تحقيق خودمان متوقف است بر فهميدن مصداق لفظ گناه لهذا ميگويم گناه در تمام عالم عبارتست از مخالفت قانون اساسى كه براى انتظام امور يك مملكت وضع شده است و حدود و حقوق بلكه نفوس و نواميس و اعراض اهالى آن مملكت در ظل حمايت و كنف رعايت آن قانون از تجاوزات نفوس ضاره محفوظ مينمايد و شك نيست كه حوزه بشر محتاج است به چنين قانونى و قانون را سياسيون عبارت از حرف يك كلمه ميدانند و اگرچه معنى قانون احكام كليه است كه منطبق بر مواد و موارد جزئيه باشد ولى چون