احمد مجد الاسلام كرمانى
57
سفرنامه كلات ( فارسى )
به قدر نيم ساعت ما با سرهنگ در اطاق نشسته بوديم و سوارها مطالبه سيورسات ميكردند كه بناگاه مباشر ده وارد شد و آمد نزد سرهنگ با كمال ادب سلام نموده بناى اظهار مهربانى را گذاشت و بعد از تعارفات بسرهنگ اظهار كرد كه ورود جنابعالى را بحضور حضرت اجل آقاى امين الدوله تلفون كرديم « مخفى نماند كه كهريزك « 1 » بواسطه بناى كارخانه قندسازى در آنجا يكرشته تلفون به شهر دارد و تفصيل احداث كارخانه قندسازى بهمت بلجيكيها و معاونت مرحوم امين الدوله و داير شدن آن دو مدت دو سه سال و خوابيدن و از كار افتادن آن بواسطه دسايس همسايگان و غرض و عناد بعضى درباريان از محل بحث ما خارج است » بارى مباشر مطلب را باينجا ختم نمود كه حضرت اجل جواب فرمودند ملك و باغ همه متعلق است بحضرات البته حضرات را در باغ منزل بدهيد و عمارت را بگشائيد و هزار قسم پذيرائى بنمائيد حاليه استدعا دارم قدم رنجه فرموده تشريف بياوريد در باغ باغبان هم رفته است اطاقها را تميز كند شام و نهار در همانجا در كارخانه طبخ مىشود مالها را هم در سر طويله ببنديم و كاه و جو از انبار ميدهيم ، سرهنگ با نهايت مناعت اظهار بشاشت نموده امر به حركت فرمودند ما از جلو و سوارها با اسبها در عقب و رعايا و مباشر مثل خدم و حشم اطراف ما را گرفته روانه باغ شديم در بين راه كه ميرفتيم كمكم رعايا متفرق شدند حوالى باغ كه رسيديم احدى باقى نمانده بود سرهنگ يك نفر را فرستاد در باغ هرچه در زد جوابى نشنيد برگشت ديگرى مأمور شد برود مباشر را بياورد محروم برگشت و ميگفت در قلعه را محكم بستهاند و مردها بهيئت مدافعه بالاى قلعه نشستهاند و غير از فحش
--> ( 1 ) - اولين كارخانه قندسازى به طرز جديد در سال 1273 شمسى در كهريزك 21 كيلومترى جنوب تهران از توابع شهر رى بوسيله يك شركت بلژيكى تأسيس شد و توانست مقدارى قند و شكر به بازار بفرستد ولى پس از چندى به علت رقابت بازرگانان بيگانه تعطيل گرديد .