احمد مجد الاسلام كرمانى
47
سفرنامه كلات ( فارسى )
بود از اتمام اين اشخاص كه شمرد معلوم شد حاج ميرزا حسن فعلا رفيق راه من است چه ديگران را هنوز گرفتار نكرده بودند و من خيلى مايل بودم كه بيكى از وسائل بتوانم به آنها كه ميگفت هنوز نيامدهاند اطلاعى بدهم تا بفكر حفظ خودشان باشند ولى ممكنم نشد و بعد معلوم شد كه شيخ الرئيس و شيخ زين الدين با جمعى ديگر فرداى همانروز بسفارت عثمانى پناه برده و بشفاعت سفير عثمانى رفع اين زحمت از آنها شده و چنان كه بعد مينويسم از اشخاصيكه خيال داشتهاند غير از ميرزا آقاى اصفهانى « 1 »
--> و صداى مدير رشديه بلند بود كه چرا بايد ( سانسور ) براى جرايد قرار دهند ؛ چرا بايد روزنامه علمى به نظر وزير انطباعات برسد و نيز راپرتى ديگر رسيد به عين الدوله كه مدير رشديه عصر چهارشنبه 22 ربيع الثانى 1324 در خانه آقاى طباطبائى مذكور داشته است مواجب و حقوقبگير از دولت بر سه قسم است اول نظام و مستخدمين در ادارات دولتى - دوم عجزه و فقراء - سوم مفتخورها حقوق دو قسم اول را بدهيد ولى قسم سوم را چند سالى ندهيد و در عوض قرض دولت را بدهيد و امر ماليه را هم اصلاح كنيد و من اول مواجب خود را تقديم ميكنم . فرمان مواجب را دادم به عين الدوله و عين الدوله پس داد و گفت من متشكر شدم از انسانيت و شاهپرستى تو به او گفتم من اين مواجب را به تو ندادم كه متشكر شوى و به من رد كنى ، من تقديم دولت كردم اين رد خيانتى است بنوع ، عين الدوله فرمانرا قبول كرد پس از ده روز خبر شدم مواجب مرا دربارهء سه نفر از بستگان خود برقرار كرده است اين است كه امر دولت اصلاح نخواهد شد تا اين گونه اشخاص جاهل بىعلم در اين مسندها باشند حال ما اين قسم خواهد بود . راپرت اين دو مجلس عين الدوله را ترسانيد و سه نفرى را كه در آن مجلس بودند كه مجد الاسلام و ميرزا آقا و مدير رشديه است گرفتار شدند . ( 1 ) - ميرزا آقاى اصفهانى از تجار اصفهان بود كه چند سال در اسلامبول بعنوان تجارت زيست كرد . در سفر آخر مظفر الدين شاه بفرنگستان بعنوان ملاقات درباريها ، بفرنگستان مسافرت نمود از معاشرت با رجال دربار هم ضعف آنانرا دانست و هم ديد خلاف و نفاق آنانرا ، فقط از بين آنها ناصر الملك را پسنديد و ليكن مقصود را در دوستى با عين الدوله يافت باينجهت عازم به مسافرت ايران گرديد در سيزدهم ماه رجب 1323 وارد طهران شد و حرفهاى تازه در مجالس ميگفت و از وطن مدافعه و دوستى خود را با عين الدوله تكميل مينمود تا اينكه عين الدوله دانست كه پارهء مقالات حبل المتين از قبيل مدافعه وطن و غيره از ترشحات قلم مشار اليه است فلذا از ميرزا آقا خواهش نمود كه قانونى از براى دولت ايران بنويسد مشار اليه قانونى نوشت و در خيال بود كه عين الدوله را وادار نمايد باينكه دولت را مقننه نمايد كتابچه قانون را داد به عين الدوله ، او هم داد بممتاز الدوله كه آن را بخواند و اگر كسرى دارد به آن ضميمه نمايد . ممتاز الدوله پس از خواندن كتابچه بميرزا آقا گفت