احمد مجد الاسلام كرمانى

48

سفرنامه كلات ( فارسى )

كس ديگر گرفتار نشده و در واقع ما را امتحانا پيش انداخته بودند تا بفهمند اگر آشوبى نميشود آنوقت به ديگران بپردازند و اگر درست آقايان در مورد ما « 1 » همت كنند مسلم است گرفتار مصادمات نميشوند بلكه اگر در موقع اخراج

--> خيلى تند رفتيد اين مرد به خيال خواهد افتاد و سوءظن از تو حاصل خواهد نمود بهر جهت عين الدوله از كتابچه قانون سخت متوحش گرديد ! نسخه اول آن كتابچه در نزد نگارنده موجود است و عما قريب خواهد آمد . ديگر آنكه ميرزا آقا در مجالس مردم را بيدار و آنان را بحقوق خود آگاه ميكرد . ديگر آنكه با علماء و آقازاده‌ها مراوده مينمود و آنانرا محرك بود . ديگر آنكه تأسيس كتابخانه ملى را باعث شد و در واقع اول موسس آن كتابخانه ميرزا آقا گرديد آقا سيد نصر إله كه از سادات اخوى بود با نصرة السلطان و ملك المكلمين و جمى ديگر از دانشمندان را با خود متحد نمود و پول معتدبه داد و هم جمع نمود كتابخانه ملى را داير نمود اين كتابخانه محل اجتماع دانشمندان و وطن‌دوستان و تجددخواهان بود . چنانچه در موقع ديگر خواهد آمد . علت ديگر علت مشتركه بود كه در واقعه مدير رشديه خواهد آمد « پس از خرابى مجلس الى اكنون كه وقت تنقيد و طبع اين تاريخ است پارهء امور از ميرزا آقا صادر شد كه موجب سوءظن ملت واقع شد و همه وقت يك عده جماعت با او طرف بودند كه در موقع خواهد آمد . عجالتا كه وقت رفتن اوست به طرف كلات مبغوض دولت و محبوب در نزد ملت است « صفحه 361 - 362 كتاب تاريخ بيدارى ايرانيان » ( 1 ) - از آنسوى عين الدوله خواست كسانى را از تندروان از شهر بيرون راند و چشمهاى ديگران را بترساند و باشد كه ميخواست از اين راه پروبال كوشندگان را بكند و همدستان كار آمد ايشانرا گرفته و دور گرداند شب شنبه بيست و پنجم خرداد ( 24 ربيع الثانى ) سه تن را كه حاجى ميرزا حسن رشديه ، مجد الاسلام كرمانى ، ميرزا آقا اصفهانى بودند از خانه‌هاشان دستگير كردند و هر يكى را بدسته ديگرى از سواران كشيكخانه سپرده و بكهريزك فرستادند و از آنجا هر سه را بدرشكه نشانده با سوار رو سوى كلات نادرى روانه گردانيدند . عين الدوله چون اينان را گرفت چنين پراكند كه بابى ( بهائى ) مىبودند و به طباطبائى كه ميانجيگرى در باره مجد الاسلام ميكرد همين پيام را فرستاد و براى فريب مردم دستور داد سه تن از بازرگانان را كه به بهائيگرى شناخته مىبودند گرفتند و بند كردند و چند گاهى نگهداشتند سپس از هركدام يكصد و پنجاه تومان گرفتند و رها گردانيدند صفحه 89 كتاب تاريخ مشروطه تأليف كسروى