احمد مجد الاسلام كرمانى

542

سفرنامه كلات ( فارسى )

را . . . و اميران را سالار و سالار را سردار كند و براى هريك از اين مناصب مبلغى تقديمى دريافت نمايد ، وزير امور خارجه ابدا مسئول نيست كه روابط سياسيه دولت متبوعه خود را با ساير دول متحابه حفظ كند و اشخاص كافى و دانشمند را بپايتختهاى دول مجاوره بفرستد بلكه كار خود را منحصر به اين ميداند كه هركس از اتباع خارجه امتيازى بخواهد فورا مبلغى از او گرفته فرمان او را بامضاى پادشاه رسانيده ، به او تسليم كند و هركدام از اجزاء وزارتخانه تقديم قابلى بدهد او را به محل پر مداخل مأموريت بدهد و هكذا ساير وزرا در ممالك غير قانونى كارشان هراج‌چى بودن است لاغير و باختلاف مراتب هر وزيرى در سال مبلغى معين مداخل دارد و بعضى هم بحسن كفايت و پشت هم‌اندازى مبلغى علاوه از معمول سابقى دخل تحصيل ميكنند و قسمت مختصرى از آن را تقديم حضور پادشاه نموده مبلغى هم مخارج وزارتخانه را متحمل شده جزئى وجهى هم در سال بمردمان مفت‌خوار فضول حاشيه‌نشين از قبيل آخوند و سيد و شاعر و مداح و بله قربان‌چى و درويش و امثال آنها ميدهند ، ما بقى را در بانكها گذارده يا ملك ميخرند و يا پارك ميسازند نه شاه بر آنها اعتراض دارد نه مردم ، بلكه همه اعمال او را تصديق دارند ، چرا كه حقوق و مواجب معينى كه براى اين شغل به او نميدهند و مخارج وزارتخانه در ممالك غير قانونى بسيار است يعنى هركس وزير شود بايد كالسكه و درشكه متعدد و نوكر و فراش و پيش‌خدمت بسيار داشته باشد و سفره نهار مفصلى هم در وزارتخانه‌اش چيده شود كه هرچه آدم بيكار و حاشيه‌نشين و بله‌قربان‌چى در پايتخت هست دور آن سفره جمع شده بخورند و از جناب وزير تمجيد كنند ، در چنين مملكتى معلوم است ما بين وزرا چه قدر رقابت پيدا مىشود و همين كه يك نفر از آنها در حضور پادشاه تقربى حاصل كند البته در نزد رعيت احترام بزرگى پيدا كرده توجه مردم به طرف او مىشود و مداخل او بىشمار مىشود ، ساير درباريها حسد برده بر ضد او اتفاق ميكنند تا جائى كه او را مطرود دربار كنند و اگر