احمد مجد الاسلام كرمانى
541
سفرنامه كلات ( فارسى )
مطلب را مطرود شمرده ولى مورخ با اطلاع كه تصريح به آن كرده و از قرائن هم به خوبى معلوم مىشود بهرحال عقيده ما اين است كه نادر برحسب اصرار اين دو نفر در مسافرت هند موفق شده است . توضيح اين مطلب محتاج است بذكر سنه از تاريخ هندوستان و تشريح حالت سلطنت هندوستان قبل از ورود نادر شاه به آنجا و جهت رقابت وزراء و امرا دربار با يكديگر كه هميشه در هر دولت و مملكت رقابت وزراء اسباب اضمحلال آن دولت شده و نظائر آن در تاريخ عالم بسيار است . در ممالك غير متمدنه مردمان جاهل مخصوصا طبقه وزرا و امرا هميشه منظورى غير از جمع اموال و تحصيل جاه و جلال نداشته و ندارند بكلمات مقدسه كه كرورها متمدنين عالم جان خود را و ناموس خود را نثار آنها كرده و ميكنند از قبيل وطن ملت شرف استهزا ميكنند مقام وزارت را نه براى خدمت بمملكت و آسايش ملت و ترقى دولت ميخواهند بلكه تمام غرضشان تحصيل مال است و چون در ممالك غير متمدنه مثل سابق هندوستان و امروز ايران حدود و حقوق وزرا و امرا معلوم و مشخص نيست لهذا هر اميرى هر وزيرى كه به اين مقام ميرسد هر قدر بتواند در تحصيل منافع شخصيه ميكوشد و مناصب جزئيه را به اين و آن ميفروشد مثلا وزير داخله كار وظيفهاش اين نيست كه مراقب انتظام داخله باشد بلكه وظيفه خود را در اين ميداند كه حكام ولايت را عزل و نصب نموده از هركدام مبلغى بگيرد و بدون هيچ خيانت يكى را عزل مىكند و بدون هيچ استحقاق ديگريرا بجايش نصب مينمايد ، اگر از او بپرسند حاكم كرمانرا كه با مردم درست راه رفته بوده و مدعى نداشته چرا معزول كرديد ؟ ! بدون خجالت ميگويد : فلان الدوله هشتاد هزار تومان تقديمى ميدهد اما حاكم معزول هرچه كرديم از هفتاد هزار تومان بالاتر نرفته است وزير جنگ هرگز در مقام اين نيست كه قشون ابو ابجمعى خود را پايدار كند بلكه عمده وظيفهاش اين است كه سرهنگ را سرتيپ و سرتيپ