احمد مجد الاسلام كرمانى
538
سفرنامه كلات ( فارسى )
است و براى ايرانى چندان فرق نميكند كه در تحت تبعيت افغانى باشد يا خراسانى ، همينقدر شيعه باشد كفايت است و به همين دليل هنوز مردم ايران از نادر شاه افشار اظهار كراهت و نفرت ميكنند و بكريم خان زند اظهار ارادت ميكنند و سلاطين قاجار اين نكته را خوب فهميده و اولين مؤسس اين سلطنت آقا محمد شاه خيلى در ترويج مذهب شيعه كوشش كرد بعد از او هم جانشينان او كمال سعى را در اين باب داشته و دارند ، از اين جهت سلطنت آنها دوامى كرده و نزديك به دو قرن است كه برقرار است . مختصر آنكه نادر شاه با آنهمه فهم و هوش و فراست ذاتى كه مورخين اروپا ناپلئون مشرقش ميخوانند و يكى از اشخاص اوليهاش ميدانند در اين مرحله صريحا خبط كرده و نام بلند خود را پست نمود و از همان روز عقايد مردم نسبت به او مختلف شد ، بعضى ديوانهاش دانستند بعضى تكفيرش كردند و پارهاى نسبتهاى غير واقع به او دادند . مخفى نماند كه نه تنها نادر شاه در اين مورد خبط كرد بلكه تمام مردمان بزرگ دنيا گاهى گرفتار خبط و خطا شدهاند ، چنان كه ناپلئون اول در جنگ با روسيه خبط كرد و چندين هزار از قشون فرانسه را بكشتن داد و از همان خبط اقتدار بناپارتى به كلى درهم شكست و آنهمه اعتبارات و افتخارات كه در فتوحات متواليه تحصيل كرده بود از اذهان داخله و خارجه فراموش شد ، نكبت و ذلت او از همانجا شروع و در جنگ و اترلو خاتمه پذيرفته تا در خاك جزيره سنت هلن مثل ادنى مقصرى مدفون شد ، پطر كبير در جنگ با عثمانى خبط كرد ، كه اگر تدبير كاترين محمد پاشا را دعوت بخيانت نميكرد دولت روسيه به كلى مضمحل ميشد و هكذا ساير اشخاص معروف عالم كه هركدام در دوره حيات خود گرفتار خطاهاى بىشمار شدهاند و البته استعجابى هم ندارد ، چرا كه عقول بشرى هر قدر وسعت هم داشته باشد محدود است و از احاطه به تمام جهات مجبور باظهار عجز و قصور و محيط مطلق ذات اقدس كبريائى است . بعد از آنكه نادر شاه رسما بر اريكه سلطنت جهانبانى تكيه داد و تاج كيانى