احمد مجد الاسلام كرمانى
539
سفرنامه كلات ( فارسى )
بر سر نهاد و امور داخله را نظم نمود رضا قلى ميرزا را بنيابت سلطنت در اصفهان تعيين فرمود و خود در سال 1149 هجرى مطابق 1736 ميلادى با هشتاد هزار نفر كه اغلب آنها سواره بودند از راه كرمان بخراسان رفته و تسخير قندهار را تصميم عزم داد طهماسب خان وكيل با قريب چهل هزار قشون از عقب او روانه شد و به زودى بحوالى قندهار رسيده شهر را بمحاصره انداختند ، حسين خان حاكم قندهار چون از حركت نادر به طرف قندهار استحضار داشت قبل از رسيدن نادر آذوقه و مهمات جنگ و لوازم دفاع را به خوبى فراهم كرده و هيجده ماه در جلو حملات قشون ايران مقاومت نمود ولى بالاخره متأصل شد و بدون آنكه اظهار عجز كند و بدشمن سر تسليم خم كند يك مرتبه با تمام قشون خود از شهر خارج شده بر محاصرين حمله كردند و مردانه كوشيدند و با آنكه كشته شدن را مسلم ميدانستند پشت بجنگ نكردند تا آنكه اغلب كشته شدند در همان وقت كه قسمتى از قشون مشغول جنگ با دلاوران قندهار بودند نادر شاه حكم كرد قسمت ديگر از قشون به طرف قلعه شهر يورش برده شهر را متصرف شدند نادر شاه قندهار را متصرف شده و شروع بانتظام و استحكام آنجا نمود و زمينداران آن صفحات را بطور مهربانى رو به خود نمود . در اين ضمن مراسلات از نظام الملك والى دكن و سعادت خان كه از امراء بزرگ هندوستان بودند بنادر شاه رسيده و او را بتسخير هندوستان تشويق و دعوت نموده بودند « 1 » نادر شاه در جواب مراسلات آنها اينطور نوشت كه :
--> ( 1 ) چند تن از امراء درگاه محمد شاه خراسانى بودند بنابراين بسيار متحمل است كه نادر در نهان با بعضى از آنها روابطى داشته است . « تاريخچه نادر شاه » تأليف منيورسكى از قرار معلوم خيانت نيز در كار بوده و بعضى از اعيان هند با نادر مخابره ميكرده و كار سركردگان نگهبان قلاع را سست مينموده است . « تاريخ ايران » تأليف سايكس -