احمد مجد الاسلام كرمانى

528

سفرنامه كلات ( فارسى )

در آنجا بودند ، باميد جايزه او را گرفتند و به پيش طهماسبقليخان بردند طهماسبقليخان براى اينكه همدست‌هاى او و خزينه و اسباب او را معلوم كند به محبسش فرستاد ، مقصود طهماسبقليخان حاصل نشد زيرا كه محمد خان بلوچ بمحض اينكه تنها ماند خود را دار آويخت و درگذشت نوشته‌اى هم از او بدست نيامد كه معلوم شود با چه اشخاص مراوده داشته و خزانه او كه مبالغ گزاف بود در كجاست ، عمر اين مرد شجاع كه صفات بزرگ او مقبول عامه بود اين‌طور به آخر رسيد ، اگرچه اقبال نداشت ولى با بزرگترين مردان جنگى مشرق زمين مقابله ميكرد و بهترين سوار ايران زمين بود ، طهماسبقليخان در شيراز ماند اشخاصى را كه در اين شورش همراه و داخل بودند به قتل رسانيد و اموال آنها را ضبط كرد ، بعد باصفهان آمد در آنجا قرار بعضى امور را داده بكرجستان حركت كرد تفليس را بقهر و غلبه گرفته و تمام آن مملكت به او اطاعت كردند و از آنجا به « ايروان » پايتخت ارمنستان آمده ، آنجا را نيز مسخر كرد شماخى تسليم شد ، گنجه بغلبه گرفته شد ، در اين بين سفيرى بدولت روس فرستاد و تكليف كرد كه گيلان و ساير جاهاى بحر خزر را برحسب وعده تخليه كنند و الا مجبور خواهد شد كه خدمت و ديدنى از آنها بكند ، چون روسها ابدا ميل نداشتند با او مقابله بكنند تمام جاهائى كه در اينطرف بحر خزر گرفته بودند تخليه كردند ، به استثناى دربند و بادكوبه كه به آنها تفويض شد ، بنابراين طهماسبقليخان عقد مصالحه با روسها منعقد ساخت و چندى بعد با عثمانيها نيز مصالحه كرد ، بعد از اينكه با اين دو دولت قرار صلح داد فرمانى به تمام حكام ايالات و رؤساى قبايل و كارگذاران شهرها صادر كرد كه در روز مخصوص در صحراى مغان حاضر شوند و هركس حاضر نشود سياست بزرگ خواهد ديد ، در موعد مقرر آنجا حاضر شدند از اشخاصيكه حاضر نشد مرحوم خاندانقلى بيك جد بنده ايلخانى افشار بود كه اعتنائى نكرده حاضر نشد و بسزاى خود هم رسيد ، عدد آنها شش هزار نفر در آنجا بيش بود .