احمد مجد الاسلام كرمانى

523

سفرنامه كلات ( فارسى )

اين بود كه طرفين هر جا را كه در آنوقت در دست داشتند متصرف شوند ولى دولت عثمانى صحت مصالحه را منوط بامضاى طهماسبقليخان دانست ، لهذا شاه ايران مجبور شد كه معاهده نامه را نزد او بفرستد و امضاء بخواهد طهماسبقليخان از شنيدن اين مصالحه زياد برآشفت به پادشاه و چند نفر از اعيان نوشت كه ، به زودى بحضور ملوكانه خواهم آمد و لزوم فسخ اين مصالحه ننگ‌آميز را ثابت خواهم كرد و عمده فضاحت مصالحه اين بود كه شاه طهماسب ابدا اسمى از استخلاص اسراى ايران نبرد و آزادى آنها را نخواست بنابراين در سنه 1734 مطابق سنه 1145 هجرى با كمال سرعت از مشهد بيرون آمد و با تمام قشون خود كه بيش از شصت هزار مرد جنگى منتخب بودند به اصفهان رسيد بحضور پادشاه رفت و گفت اول بايد كسانى را كه بقبول چنان بزرگ ننگ رأى دادند عبرت ديگران ساخت و پس از آن به سختى با دشمن جنگيد ولى پادشاه به نقص مصالحه كه با عثمانيها كرده بود ميل نداشت ، طهماسبقليخان به پادشاه گفت كه اغلب اهالى دربار با من دشمن هستند و ساعى بودند كه پادشاه را بكشتن من وادارند پادشاه اصرار كرد اطلاعات او خطا است طهماسبقليخان فورا يكدسته مكتوب در مقابل پادشاه گذاشت و گفت مطالعه اين مكاتب بر پادشاه معلوم خواهد كرد كه من حق دارم بجان خود بترسم اين را گفت و بيرون رفت مكاتب مزبوره را چند نفر از نجباى دربار بطهماسبقليخان نوشته بودند و از اعمال و خيالات يكديگر به او خبر داده بودند و از يكديگر بد نوشته و از گفتگوهائيكه در حضور پادشاه شده بود به او اطلاع داده بودند و از عدم لياقت پادشاه نيز نوشته و در خيرخواهى نسبت بطهماسبقليخان مبالغه كرده بودند ، پادشاه از خواندن اين نوشتجات متعجب شد و خيانت را بزرگتر و شايع‌تر از آن ديد كه بتوان مجازات داد ، مگر آنكه بخواهد بيشتر از نجباى دربار را بقتل برساند ، لهذا كاغذها را پاره كرده و بهتر دانست صبر كرده در موقعى مناسب‌تر سزاى خيانت آنها را بدهد ، طهماسبقليخان كه با قشون خود در بيرون