احمد مجد الاسلام كرمانى
508
سفرنامه كلات ( فارسى )
نادر در اين شورا حاضر بود ولى مقام او مقتضى نبود كه قبل از صاحب منصبان محترم اظهار رأى كند و باوجود اين برخاست و اجازه طلبيد كه رأى خود را بعرض برساند والى او را رخصت داد و او اينطور رأى داد : « دشمن نزديك است و مجال گفتگو نيست چند روز ديگر همين روساى قشون بكاريكه امروز ميخواهند اقدام كنند مجبور خواهند شد شجاعت آقا و رئيس ما كه ميخواهد شخصا بمدافعه دشمن برود خيلى مورد تحسين و تمجيد است ولى لزومى ندارد كه ايشان خود را بچنان خطر بزرگ بيندازند زيرا كه اگر اتفاقى براى ايشان بيفتد تمام مملكت از دست ميرود رأى صواب آنست خود در شهر مشهد بمانند و با آنقدر قشون كه از اطراف جمع مىشود بمحافظت شر اقدام شود و فورا قشون حاضر بمقابل قشون دشمن مأمور گردد و معابر و دربندها را سد كنند و جلو دشمن را بگيرند تا قشون ديگر به امداد برسد و گفت من بتجربه از شجاعت و رشادت قشونى كه داريم اطمينان دارم و هرگاه بسركردگى مأمور شوم بطورى يقين به غلبه دارم كه از سر خود التزام مىدهم » . بيگلربيگى بقدرى از اين اظهار خدمت خوشوقت شد كه رأى سركردگان ديگر را نپرسيد و فورا بنادر اينطور خطاب كرد و گفت : تو هميشه در اينمقامى كه داشته اظهار رشادت و كفايت كردهاى از رفتار آينده تو براى من شكى نيست و الان تو را سرتيپ و سركرده تمام قشون حاضر نمودم بايد بعجله تمام بمقابله دشمن حركت كنى و با تراكمه جنگ نمائى و بهر تدبير كه ميدانى جلو آنها را بگيرى . حكم موقتى بسركردگى نادر قلى در اين مأموريت صادر شد و « بيگلربيگى » به او وعده داد كه اگر از عهده خدمت برآيد بدربار عرض كند و امضاى حكم خود را تفويض سركردگى كل بنادر قلى تحصيل نمايد ، نوكر سواره و پياده از انتخاب نادر قلى بسركردگى مسرور شدند ولى صاحب منصبان و اغلب « مينباشى » ها كه بر نادر مقدم بودند از اطاعت او امتناع نمودند ، به بيگلربيگى عرض شد ، حكم كرد آنصاحب منصبان در شهر