احمد مجد الاسلام كرمانى
494
سفرنامه كلات ( فارسى )
از دولت ايران نمايند و گويا قبل از صدارت مرحوم حاجى ميرزا حسين خان مشير الدوله سپه سالار بتوسط يحيى خان معتمد الملك دستخطى از ناصر الدين شاه صادر كردند كه عوض آنكه صحراى اتك را كه مطلوب آنها بود به آنها واگذار نمايد ماوراى اترك را ندانسته تفويض كرده بودند . بىقيدى و عياشى سلاطين ايران و بىاطلاعى و بىبصيرتى وزراء دربار هميشه اين مملكت را دچار مخاطرات و اين ملت را بدبختترين ملل روى زمين قرار داده است . مثلا از همان وزيرى كه اين دستخط را صادر كرده است ، اگر بپرسند اترك كدام است و صحراى اتك كجا است ؟ ابدا جواب درستى نميتواند بدهد بلكه نميداند صحراى اتك در كدام ضلع مملكت واقع شده و نتيجهاش براى روسها چيست ؟ فقط نظرش به همان مناطهاى طلا است كه در ازاى اين خدمت از دولت روس تحويل ميگيرد و ! ! افسوس كه قلم من شرم دارد خيانتهاى وزراى دوره سلاطين قاجاريه را بنگارد و يكيك بشمارد چرا كه اين كتاب كمكم اهميتى پيدا كرده و يقين است كه منظور نظر دانشمندان اروپا خواهد شد و هر وقت باشد بزبانهاى متعدده ترجمه و منتشر خواهد شد ، و من هرگز راضى نخواهم بود كه بقلم من معايب وزراى جاهل خائن ايران نوشته شود و در مدارس و مجالس اروپا مذاكره شود و الا تفصيل سرحدبندى سليمان خان صاحب اختيار را بمعاونى ميرزا رضا خان كه حالا « ارفع الدوله » امير نويان پرنسن صلح سفير كبير دولت عليه ايران در دربار عثمانى است در اينجا ثبت ميكردم كه چگونه اهالى سرحدى را از آب و خاك خداداده خودشان محروم كردند . بلى خيلى بايد از روسها ممنون و متشكر بود كه آن دستخط را مستند خود قرار ندادند و تصرفى در ماوراء اترك نكردند و الا الان بجنورد و قوچان را هم ضميمه مستملكات روس ثبت ميكرديم و چون به اين نقاط چندان احتياجى نداشتند ، به همان