احمد مجد الاسلام كرمانى

467

سفرنامه كلات ( فارسى )

در ميان اتلال باليه فرو ميريزد و غير از آنكه از جايش غبارى تيره برخيزد ضررى ديگر به آن حصن حصين وارد نتواند آورد و آن كوهها « 1 » از خارج بقدرى صاف است كه ابدا جاى عبور حتى براى گوسفند و آهو ندارد داخل كلات بيك نهج نيست بلكه بعضى جاها بسيار تنگ است و بعضى جاها كوهها تقاطع نموده و فاصله بسيارى در داخل پيدا شده از اين جهت طول و عرض آن را نميتوان بيك اسلوب علمى معين كرد مثلا اگر قد كلات را از طرف مشرق به مغرب حساب كنيم كه از « دربند ارغوان شاه » تا در « بند نقطه » باشد كه مصب رودخانه است ميتوانيم بگوئيم سه فرسخ طول كلات است ولى چون بطور استقامت نيست و همه جا با عوجاج است آن را هم نميتوان مأخذ طول قرار داد و در ميانه اين دره بعضى كوههاى كوچك هم غير از ديوار اصلى هست و اتلال آن بسيار است و هيچ‌جا چنين مسطحه‌اى كه « سرجان ملكم » مينويسد ندارد كه مشتمل بر دوازده ميل باشد و صاحب چشمه‌هاى جارى باشد و اينكه مينويسد اگر ده يازده ميل ديگر بالا روند مسطحه ديگر ظاهر مىشود آن هم موهوم صرف است و گويا مقصودش همان « خشت » باشد كه شرح آن را در فصول سابقه نوشته‌ايم و ابدا چشمه ندارد و آب آنجا منحصر است به همان آب انبارها كه مختصرى

--> ( 1 ) بازيل باتاتزس BASIL BATATZES يونانى كه در زمان سلطنت نادر از كلات ديدن كرده در يادداشتهاى خود مىنويسد : اطراف كلات را ديوارهاى كوهى كه سر باوج فلك كشيده احاطه كرده است اين كوهها عارى از درخت و گياه است . اين قلعه نظامى فقط دو راه معروف عمومى ورودى دارد و آن هم تنگ و عبور چند نفر از آن خارج از اشكال نيست ، از لحاظ آذوقه همه چيز در داخل قلعه فراهم مىشود . نادر بعد از رسيدن بسلطنت در وضع كلات تغييرات اساسى داد و استحكامات ناقص طبيعى آن را با سنگ و ساروج بنا نهاد و آب آشاميدنى آن را با كشيدن لوله و ساختن مخازن آب اصلاح نمود . م - خ