احمد مجد الاسلام كرمانى

458

سفرنامه كلات ( فارسى )

انتظار ملول شد لهذا آمد بيرون و اسب خود را گرفته سوار شد ، سوارها گفتند ما اجازه نداريم شما را بگذاريم قبل از آمدن مشهدى محمد على به شهر برويد آقا ميرزا آقا متغير شده در كمال عجله سوار شده بتاخت به طرف شهر رفت يكى از سوارها هم عقب او روانه شد ولى ما دو نفر با دو سوار مانديم و هنوز ربع ساعت نگذشته بود كه كالسكه از طرف شهر نمودار شد و « مشهدى محمد على » هم جلو كالسكه اسب ميتاخت و معلوم شد براى ما آورده‌اند ، آقا ميرزا آقا را هم ملاقات كرده‌اند و او را در كالسكه نشانيده و اسب او را مشهدى محمد على سوار شده چرا كه در برگشتن جلو كالسكه سوار بود ؟ و مالش را بطويله « جليل الملك » برده بود . بارى كالسكه رسيد و هر سه نفر سوار شده مشهدى محمد على هم جلودار ما شده سه نفر سوار هم عقب كالسكه ميآمدند و قريب نيم فرسخ به شهر مانده « حسن خان » با پنج نفر سوار هم باستقبال ما آمدند و با حسن خان تعارف كرديم و خيلى از ديدار ما اظهار مسرت كرد تا وارد دروازه قوچان شديم و كالسكه‌چى پرسيد بكجا بايد بروم مشهدى محمد على جواب داد بارك بايد رفت ما گفتيم عجالتا بارك نميرويم و مناسبتى هم ندارد بلكه بايد در صحن مقدس پياده شويم اما مشهدى محمد على گفت حضرت اشرف منزل آقاى « جليل الملك » را براى شما معين كرده‌اند و بايد آنجا برويم اين رأى را لاعلاج پذيرفتيم و كم‌كم موكب ما خيلى محترم شد ، چرا كه به قدر ده نفر سوار از پيش و پس كالسكه حركت ميكردند كالسكه هم مخصوص سوارى حضرت اشرف بود و در خيابانها و كوچه‌هاى شهر جالب دقت عموم ناظرين بود و نيم ساعت از شب گذشته بعمارت جناب جليل الملك رسيديم و پياده شديم ، جليل الملك دم در از ما استقبال و پذيرائى كرد و ما را با نهايت بشاشت و خوش‌روئى پذيرفته خير مقدم گفته به داخل خانه راهنمائى كرد ، ولدى الورود چاى حاضر كردند و قليان آوردند و صرف كرده استدعاى تشرف بحرم كرديم جناب جليل الملك فرمان داد فانوس بزرگى روشن