احمد مجد الاسلام كرمانى

13

سفرنامه كلات ( فارسى )

احتياج شخص سلطنت به آنها فقط اين است كه در موقع سوارى و در جلو كالسكه پادشاهى بعضى با چماق نقره و طلا بعضى دست خالى داد ميكشند و فرياد ميكنند و بعض كلمات متداوله را با صداهاى بسيار خشن ادا مينمايند ( بريد بالا ) ( دور شويد ) ( كور شويد ) ( بايست برجات ) و امثال اينها و همين كه موكب همايونى بدروازه رسيد ديگر آنها مرخص هستند و نيز در موقعى كه موكب همايونى بييلاق يا در قصور سلطنتى يا شكار تشريف فرما مىشود از طرف حاجب الدوله به آنها امر مىشود كه مقدارى مال براى حمل احمال و اثقال خيام‌خانه ، سيورسات‌خانه ، آبدارخانه آشپزخانه ، فراش‌خانه ، صندوقخانه ، تحويل‌خانه ، نظارتخانه زود حاضر نمايند آنها هم در ميانه شهر و دهات اطراف شهر متفرق ميشوند و هرچه شتر و قاطر متعلق بهر كس باشد به بينند جبرا ميآورند و اگر شتردار يا قاطردار آدم عاقلى باشد فورا مبلغى رشوه بفراشها ميدهد و مال خود را برداشته شبانه فرار مينمايد و اگر تكاهل كند و يا مبلغ قابلى نداشته باشد يا ندهد مالهايش را حاضر مينمايند و به زير باريخدان و مفرش و چادر و امثال آنها ميكشند و از سنگينى بار و تعداد سوار و ندادن علوفه مالش را ميكشند يا لنك و لوچ مينمايند و عادتا وقتى كه شتر يا قاطرى را زياده از حد متعارف و فوق طاقتش بار ميكنند يكى يا دو نفر فراش يا مهتر بالايش سوار شده و بضرب شلاق چهار نعل ميتازند تا منزل رسد به منزل هم كه رسيدند مال را رها ميكنند ، بيچاره صاحب مال بايد پياده عقب آنها بدود و التماس كند و شلاق بخورد و فحش بشنود تا رسيدن به منزل ، آنوقت مال خود را برداشته كاه و جو برايش تحصيل نموده براى فردا سير و حاضرش سازند . بايد دانست كه شخص پادشاه راضى به اين حركات ظالمانه نيست و تمام مخارج را با كرايه از پادشاه پول ميگيرند و مباشرين امور ميخورند . بارى از مقصد دور افتاديم و لازم بود خاطر خوانندگان را مستحضر نمائيم كه بچه دليل بجهة احضار يكنفر بىاسلحه