احمد مجد الاسلام كرمانى
407
سفرنامه كلات ( فارسى )
خوانده چاى خورديم رفتيم سر آبشار خودمان و تا نزديك ظهر آنجا بوديم و باز در مسائل پولتيكى غور ميكرديم . فراموش كردم بنويسم كه روز قبل از حركت « بخشت » كه شب چهاردهم جمادى الثانيه بود متذكر شديم كه ميلاد همايونى است لهذا ، تلگرافى توسط جناب مشير الدوله صدر اعظم در تبريك عيد به خاك پاى مبارك عرضه داشته و در آنجا اظهار كرديم در اين موقع معمول است كه سلاطين بزرگ از مقصرين پولتيكى واقعى به مناسبت جشن ميلاد عفو مينمايند ، چه جاى ما بيچارهها كه بيگناه در اينجا محبوس و از تمام نعمتها مأيوس هستيم و مختصرا اين تلگراف را هم بنده و آقا ميرزا آقا امضاء نموده مخابره كرديم ، بارى امروز ظهر به منزل آمده بقاعده همه روزه نهار خورده خوابيديم دو سه روز ديگر هم گذشت و جوابى از تهران نرسيد و همه روزه خان حاكم مطالبه ده تومان را ميكرد تا صبح روز بيستم خان حاكم زود از اندرون بيرون آمد و با نهايت تشدد بلكه استهزاء مطالبه وجه ميكرد و يقين داشت كه نذر را من باختهام و او برده است من جواب دادم كه امروز تا عصر را شما بايد صبر كنيد اگر تا عصر جواب تلگراف ما نرسيد آنوقت حاضرم ده تومان را تقديم كنم و از شدت اوقات تلخى برخاسته بتلگرافخانه رفتم در حالتى كه هنوز سرهنگ خواب بود ، در زدم بيدارش كردم ، برخاست دست و رويش صفائى داد برحسب اصرار من نشست سر دستگاه و زنگ زد و از دستگاه مشهد جوابى نرسيد معلوم شد هنوز اجزاء نيامدهاند به قدر يكساعت بصحبت گذرانديم تا از آنطرف جواب دادند : سئوال كرديم آيا از طهران تلگرافى براى فلانى داريد يا خير ؟ جواب داد بلى : يك سئوالى ديشب رسيده حالا مخابره ميكنم و خان سرهنگ تلگراف را گرفت كه عينا درج مىشود . از تهران نمره 1 مجد الاسلام آقا فرمودند حركت بمشهد خير است حسين