احمد مجد الاسلام كرمانى

404

سفرنامه كلات ( فارسى )

آن مجرى آب را تعبيه كرده‌اند كه از وسط حوضخانه بسيار بزرگى خارج مىشود و بدرياچه بسيار بزرگى كه در جلو آن عمارت ساخته شده است ميريخته و از آنجا به اطراف باغ قسمت ميشده و در يك ضلع باغ يك اندرون ساخته‌اند كه تقريبا از آن باغ مفروز است و هر چهار طرف آن عمارت داشته و در يك سمت آن حمامى بزرگ و عالى از سنگ ساخته شده و تمام سنگهاى هزاره‌هاى عمارت را باشكال بسيار ظريف حجارى نموده بودند و فعلا غير از يك هيئت [ هيأت ] موحشه چيزى ديگر از آنها پيدا نيست و حقيقتا دل انسان از مشاهده آن آثار عظيمه كه دلالت بر عظمت بيننده‌بانى و شهامت شاهنشاه بزرگ ايران نادر شاه افشار دارد خيلى متأثر مىشود و حال بنده را منقلب مىكند ، واقعا عجب پادشاه باعزمى بوده و چنان كه سابقا هم نگارش داديم اين ابنيه را فقط بملاحظه ييلاقت آنجا بنا نهاده كه در چند ماه تابستان كه در كبودگنبد هوا گرم و حبس مىشود به آنجا بيايند و مخفى نماند كه هواى كوه كلات بسيار خوب و فرح‌انگيز است و اين كوه بهترين كوههائى است كه من در اصفهان و كرمان و تهران ديده‌ام . چندين رودخانه از اين كوه جارى مىشود و در بسيارى از دامنه‌هاى او برف موجود است و درختهاى مختلفه دارد و تمام سطح آن زير زراعت ديم است و گندم و و جو ديم‌زار آنجا بسيار خوب مىشود ، بعلاوه انواع گلهاى طبيعى از قبيل نسترن و غيره بسيار دارد ، پسته و بادام و زرشك آن كوه را تحديد نشود كرد و همه ساله مبالغى كلى از همان درختها عايد مردم آنجا مىشود و چون تاكنون در هيچ كتابى شرح‌حال كلات را نديده‌ام كه على التفصيل نوشته باشند ، لهذا متعهدم كه يك فصل مخصوص راجع بشرح‌حال كلات بر اين سفرنامه علاوه كنم و با آنكه وسائل لازمه و اسباب علميه بهيچوجه ندارم بلكه دل و دماغى هم ندارم باز بقدريكه بتوانم حق شاهنشاه ذيجاه نادرشاه افشار را و شرح حال كلات و سكنه آنجا را با نكات لازمه كه چرا نادر شاه