احمد مجد الاسلام كرمانى
403
سفرنامه كلات ( فارسى )
دارد كه هر قدر آب پائين ميرود بواسطه پلها آب برميدارند و حيوانات خود را از آن در حوض آب ميدهند و دو سه قدم بالاتر و حوض بزرگ ديگر هست كه هنوز سقف آبها خراب نشده و برقرار است و از آنجا آب براى خوراك برميدارند و اين دو حوض غير مسقف در اين فصل بسيار كثيف است و روى آب را فضله حيوانات احاطه كرده و از بوى عفونت نميشود نزديك آنها رفت ، اما آن دو حوض ديگر باالنسبه پاكتر است و تقريبا مثل آب حوضهاى خانههاى طهران است و ديدن آن آبها ما را چنان مشمئز كرد كه از خيال ماندن در خشت منصرف شديم چرا كه هر قدر هوا خوب باشد آب هم لازم است و از آنجا رفتيم بالاى كوه كه مشرف بود بر صحراى معروف اتك كه الاآن در جزو مستملكات روس است و وسعت عرض و طول آن صحرا را خدا ميداند و در همان وقت كه ما ايستاده بوديم و بتماشاى صحرا مشغول بوديم ترن بخار كه اراضى مرو و آخال را بتركستان روسيه وصل نموده است از جلو ما عبور نمود و ما با نهايت حسرت به آن صحرا و ترن و استاسيونها كه از دور پيدا بود نگاه ميكرديم و از آنجا آمديم به سمت باغ نادرى و عمارات عاليه خاليه باليه . و لقد وقف على ساكنهم * و طلابهم بيد العلى نهب خانههاى خشت را با التمام از آجر ساختهاند و ما خيلى حيرت داشتيم كه اينهمه آجر آن هم به آن سفيدى و قشنگى از كجا پيدا شده اما حالا فهميديم كه تمام آن آجرها را از آن عمارات مخروبه آوردهاند ، مجملا در يك صحنه مسطحى باغى بسيار بزرگ ساختهاند كه از دور به شكل يك قلعه بسيار محكمى نمودار است و در و سردرش به كلى خراب شده اما ديوارهاى ضخيم او كه از سنگ بسيار سخت ساخته شده هنوز باقى است و تمام آن سنگها را مثل آجر مربع تراشيدهاند و با ساروج نصب كردهاند و در وسط باغ يك كلاه فرنگى يعنى عمارتى گرد تقريبا مثل عمارت باغ هشت بهشت اصفهان بنا نمودهاند و آن عمارت دو طبقه است و از طبقه زيرين