احمد مجد الاسلام كرمانى
368
سفرنامه كلات ( فارسى )
رشوه هر عارضى كه پول بدهد محق شمرده مىشود ، هر ذيحقى كه تعارف نداشته باشد قهرا غاصب و محروم شناخته خواهد شد ، ابدا رسم نيست رؤساى محاكمات و قضات عدليه از احكام شرعيه مرافعات و قوانين قضا و شهادات مستحضر باشند ، بلكه قضاة عدليه همان حكام ولايات و ضباط بلوكات و كدخدايان دهات هستند و مناط در احكام آنها هم فقط رعايت آشنائى و بستگى احد طرفين بيكى از مبادى عاليه است يا احتمال اخذ مبلغى رشوه لاغير ، حاكم كلات هم خارج از اين موضوع نيست و موازين كليه را هرگز از دست نميدهد ، بلكه حسب العمل محاكمات آنجا را بمبلغى اضافه از ماليات اصل و فرع اجاره كرده و بايالت جليله مركزى پرداخته ، مخارج شخصيه خودش و اجزايش هم ناچار بايد از اين ممر اداره شود ، اين است كه شب و روز منتظر است كه مرافعه بدار الحكومه بيايد بلكه گاهى با ما اظهار دلتنگى مينمايد كه چرا امسال مثل باقى سنوات مردم باهم نزاع نميكنند و اينرا هم يكى از بدبختيهاى خودش ميداند و ميگويد در ساير سالها كه حكومت با برادرم جليل الملك بود من اينجا ديدن او ميآمدم روز نبود كه ده بيست نفر عارض بديوانخانه حكومتى نيايد اما امسال گويا تمام صلح كردهاند ولى آنقدرها در اين شكايت محقق نبود و باز گاهى چشمش به زيارت عارض و معروض روشن ميشد اغلب مرافعات كلات راجع بامور محاكمات است ، و گويا در سابق نوشتهايم اين مسئله در كلات كمال شيوع را دارد و جهتش همانا منحصر است باينكه زن در آن صفحات كمتر از مرد است بعلاوه زنهاى كلات تماما خوشاندام و قوى بنيه و كاردان هستند اين است كه زن در تمام حدود كلات قدر و قيمت فوق العاده دارد كه باشلوق خوانده مىشود و باشلوق هم تقريبا از هزار تومان هست الى صد تومان و لازم نيست كه وجه نقد باشد ، گاو و گوسفند و ملك هم بعوض نقد داده مىشود و عمده منازعات در اين باب در دو بحث واقع مىشود اول در خود موضوع همينقدر كه خوشگل باشد ، چنان كه اغلب هستند مشترى متعددى پيدا